استرس خودت را بشناس

استرس خودت را بشناس

بنیادهای استرس      

     به زبان ساده استرس یعنی یک حالت آمادگی، و هم چنین نوعی برانگیختگی ذهن و بدن که مختص آماده شدن در یک موقعیت می باشد. گرچه اثرات استرس شدید می تواند توانکاه باشد اما خود استرس، یک پاسخ کاملاً طبیعی و ضروری است و همۀ انسان­ ها و حیوانات آن­ را تجربه می­کنند. لازم به ذکر است که، استرس یک بیماری روانی نیست. و درست همانند قد افراد از کوتاه تا بلند در میان افراد متفاوت است. سطوح استرس افراد در طول روز از حالت بسیار زیاد استرس تا حالت کاملاً آرام افراد متفاوت می باشد. استرس شما هر چقدر هم زیاد باشد شما را دیوانه نمی کند.

     استرس یک رویداد طبیعی بوده وکارکرد بسیار مفیدی دارد. اجازه دهید مثالی بزنیم،‌ فرض کنید شما برای شرکت در یک مسابقه به یک برنامة تلویزیونی می روید. اگر اصلاً استرس نداشته باشید خوب در این صورت احتمالاً خود را بخوبی برای این مسابقه آماده نخواهید کرد. ولی اگر استرس­تان بسیار زیاد باشد امکان دارد سر درگم شده و وقتی دوربین­ها می چرخند حواس­تان پرت شود. اما اگر استرس ملایمی داشته باشید در این صورت خود را از قبل آماده می کنید، تمرکز بهتری خواهید داشت و واکنش سریع تری از خودتان در جهت پاسخ­گویی به پرسش ها نشان خواهید داد. واکنش های جسمانی و روانی که استرس ایجاد می کنند اگر گهگاهی و به صورت ملایم رخ دهند، مفید خواهند بود. اما اگر این استرس همیشه و در طول روز اتفاق بیافتند در این صورت می توانند اثرات ناخوشایندی داشته باشند.

     تجربة استرس بلندمدت باعث خواب آشفته، احساس خستگی مداوم و مشکل در تمرکز می شود، هم چنین موجب خواهد شد به صورت تحریک پذیر به اطرافیان­تان واکنش نشان دهید. استرس بلند مدت می­تواند موجب سردردها، حساسیت یا التهاب پوستی شود. استرس می تواند هم در میل و هم در توانایی جنسی اختلال ایجاد کند. مطالعات نشان می دهد که استرس بلند مدت می تواند شانس ابتلا به بیماریهای قلبی، فشار خون، دیابت یا مشکلات سیستم ایمنی را در شما بالا ببرد.

اضطراب امتحان
اضطراب امتحان

     گرچه این فهرست به نظر تهدید کننده می رسد اما لزومی ندارد که مشکلات جسمانی را هم به استرس­های قبلی تان اضافه کنید. داشتن استرس بالا به این معنی نیست که شما مریض خواهید شد ولی به این معنی است که استعداد ابتلا در شما به مرور زمان بیشتر می­شود.

چرا من استرس دارم ؟

     اگر شما مشغول مطالعه این کتاب هستید شاید این سوال در ذهن شما ایجاد شده که چرا دیگران به اندازه من استرس ندارند. استرس نه بیماری و نه نشانۀ ضعف شما است. احساسات ناشی از استرس از دو منبع نشأت می­گیرند: جهان اطراف شما و نحوه برخورد شما با این جهان. این دو منبع یعنی شخصیت شما و محیط شما با هم در تعامل هستند که سطوح مشخص استرس را تعیین می کنند. گاهی زندگی شما پر از وقایع استرس زا می شود و جای تعجب ندارد که در این صورت شما احساس سردرگمی داشته باشید. ولی وقایع استرس زا تنها کافی نیستند. همه ما افرادی را می­شناسیم که این افراد در هر شرایطی، سردرگم و آشفته نمی شوند. به نظر می رسد، این چنین افرادی شخصیتی دارند که جدای از اینکه شرایط چقدر سخت باشد همیشه آنها را خونسرد نگه می دارد. از طرف دیگر، برخی دیگر از افراد را داریم که از کاه کوه می سازند و مهم هم نیست که اوضاع و شرایط چطور باشد. برای این افراد فرقی نمی­کند که رویداد  یا رخداد چقدر کوچک و جزئی باشد، در هر صورت آنها خودشان را پر استرس می­کنند.

     اما کل داستان در شخصیت خلاصه نمی شود. موقعیت­های مختلف در فراخوانی استرس متفاوت هستند. هر چقدر موقعیت­ها دشوارتر باشند، به همان اندازه، تعداد افراد پر استرس بیشتر خواهد شد. بسیارخوب! شما خواهید دید که در هر موقعیتی، میزان استرس تجربه شده بسته به ترکیب نوع رویداد  در یک زمان (که چگونه استرس شما را فراخوانده است) و نحوۀ پاسخ دهی شما یا برخورد شما با آن رویداد  است(یعنی شخصیت شما). در نتیجه، شما برای تغییر سطوح استرس، دو کار می­توانید انجام دهید. یا جهان اطراف­تان را تغییر دهید یا در نحوۀ برخوردتان با این جهان، و یا در هر دوی آن­ها تغییر ایجادکنید. جالب اینکه اگر اغلب حوزۀ پاسخ دهی و برخوردتان را به محیط پیرامون تغییر دهید، آسان تر خواهد بود،‌ تا اینکه در جهت تلاش برای تغییر جهان پیرامون تان تلاش کنید. هرچند، گاهی این امکان وجود دارد که دومی را  نیز تغییر دهیم.

     در این برنامه به شما آموزش خواهیم داد که هر دو جنبۀ پاسخ دهی به استرس را در نظر بگیرید. در بخش اول از گام دو تا پنج به شما شیوه­های مختلف مقابله با دنیای اطرافتان را آموزش خواهیم داد: برای مثال اصلاح شخصیت­تان. در بخش دوم برنامه از شش تا هشت ماه در مورد راه­های تغییر محیط­تان بحث خواهیم کرد که چگونه به چالش­های کمتری تبدیل شوند. اجازه دهید که این منابع استرس را با جزئیات مورد بحث قرار دهیم.

منابع پر استرس

     همۀ ما می دانیم که چیزهای بسیار زیادی در دنیا وجود دارند که برای ما حکم استرسور(تنش زا) را دارند. معمولاً در مورد وقایع بزرگتری چون از دست دادن شغل، مرگ یکی از اطرافیان، یک تصادف جدی یا نزدیک شدن به مهلت پایانی یک کار، استرس زده می شویم. چرا که اینها وقایعی هستند که اگر اتفاق بیفتند می توانند ما را استرس زده کنند. اما باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که بسیاری از وقایع کوچک و عمومی زندگی، آزار دهنده، تحریک کننده و ناخوشایند هستند که می توانند یک منبع استرس مداوم باشند، آنچه که دانشمندان به آن پریشانی­های روزمره می گویند. برخی از این رنج ها می توانند ترافیک سنگین مسیر در کار شما، همکار بد رفتار، سر و صدای اطراف منزلتان یا بستگان بیش از حد وابسته به شما باشند. در واقع، به دلیل این که رنج­های روزانه آن قدر زیاد هستند و روی هم انباشته می شوند، آن ها اغلب مشکلات بزرگتری از وقایع ناخوشایند اصلی زندگی برای ما به وجود می آورند. این نکته نیز حائز اهمیت است که برخی وقایع مثبت هم می­توانند پر استرس باشند، زیرا برخی جوانب منفی را به همراه دارند. برای مثال، سفر رفتن می تواند استرسی را در شما ایجاد کند، چون باید آن را سازماندهی کنید و کارهای زیادی برای این امر انجام دهید. سرانجام اینکه شرایط زندگی ما می تواند در برگیرنده منابع مستمر استرس باشد. برای برخی از آن ها کار زیادی از دست ما بر نمی­آید، مثل فقیر بودن، داشتن والدینی استثمارگر، یا زندگی در یک منطقه جرم خیز. برخی دیگر از شرایط بیشتر به انتخاب های ما وابسته هستند مثل داشتن سه تا بچه یا دو شغله بودن، کار در یک شرکت که خواسته هایش زیاد است، تلاش برای کاهش هزینه­های یک سفر که از توان شما خارج است.

رسیدگی به محیط مان

     نحوۀ مقابله ما با وقایع استرس زا، هم چون آنچه در بالا گفته شد، در واقع بخشی از شخصیت ماست. مثل هر ویژگی شخصیتی دیگر، استرس کُلّی شما از دو مولفه تشکیل شده است: محیط و وراثت. محققان هنوز در تلاشند تا ژن های مسئول استرس را پیدا کنند. آن چه آشکار می باشد این است که یک ژن خاص با استرس سر و کار ندارد. بلکه نکته اینجاست اگر شما شخصی با استرس بالا هستید، شاید تمایل برای هیجانی بودن را به ارث برده­اید. به عبارت دیگر، شاید دریابید که شما نسبت به افراد پیرامونتان بیشتر حسّاس و هیجانی هستید. از بُعد منفی قضیه این­طور می توان گفت که شما در پاسخ به چالش­ها با سطوح بالای استرس پاسخ می دهید. اما از جنبۀ مثبت قضیه، شما آدمی حسّاس و مراقب هستید. البته عامل ژنتیک، تنها به این معنی است که احتمالاً شما مستعد احساس استرس هستید و به این معنی نیست که استرس اجتناب ناپذیر است. حتّی اگر مستعد استرس هم باشید، می توانید مدیریت آن را یاد بگیرید.

اختلال وحشت زدگی
اختلال وحشت زدگی

     احتمالاً بیشترین بخش شخصیت شما از طریق محیط گرفته شده است، از آنچه که در طول زندگی خود یاد گرفته اید، این ها را ممکن است از والدین خود یا شرایط و تجارب زندگی خود آموخته باشید. این امور از فردی به فرد دیگر متفاوت است و لزوماً نمی توانیم آن ها را در اینجا مورد بحث قرار دهیم. اما به خوبی می دانیم که این افراد میزان بالایی از استرس را در بسیاری از شرایط داشته و دو باور عمده را نیز دارند که عبارتند از:

1) آن ها بر این باور هستند که دنیایشان پر از امور منفی است.

2) آن ها بر این باور هستند که به اندازه ای که می خواهند بر روی مسایل منفی زندگی خود کنترل ندارند.

      به یاد داشته باشید که زمان زیادی طول کشیده است که این باورها در ذهن شما شکل گرفته اند و شما یک باره از دست این باورها خلاص نخواهید شد. اما با کار زیاد و تمرین بیشتر می توانید چشم­انداز خود را تغییر دهید. ما به گذشته شما کاری نداریم که چرا اینگونه به استرس پاسخ می دهید. نیازی هم نیست که شما به دوران کودکی خود بازگردید و والدین خود را مقصر بدانید. به جای آن، به شما برخی مهارت­های عملی را خواهیم آموخت که به شما در کنترل استرس اینجا و اکنون تان موثر باشد. اگر در این نقطه نمی توانید این مسائل و موضوع ها را شناسایی کنید، نگران نباشید. ما به صورت مفصل در فصل بعدی آن ها را مورد بحث قرار خواهیم داد و امیدواریم که شما به این نتیجه برسید که این موضوع ها بیشتر معقول به نظر برسند.

برخورد با چالش­ها

     وقتی شما یک خطر بالقوه یا یک چالش را درک می کنید، ذهن و جسم شما خودشان را برای برخورد آماده می کنند. لازم نیست خطر واقعی باشد، هرچیزی که شما به عنوان یک خطر درک می کنید، ذهن و جسم شما را راه می اندازد که آماده شوند. خطرات واقعی جسمانی تنها راه انداز موجود نیستند. شکست یا تمسخر بالقوه برای اکثر افراد یک منبع مهم استرس به شمار می رود. فرض کنید شما در یک شب در مسیر منزل تان هستید که باید از یک مسیر خلوت عبور کنید، همین که در این مسیر خلوت قرار می گیرید، احساس گوش به زنگی می کنید. ذهن و جسم شما آماده مقابله با خطر احتمالی می شوند. گرچه ممکن است بلافاصله مشخص نباشد، اما هدف استرس حفاظت از شماست. اگر در مسیر شما یک دزد خیابانی سایه اش دیده شود، شما از لحاظ جسمانی آماده پاسخ دهی سریع و روشن خواهید بود. یک مثال دیگر چالش مهلت پایان یک کار است. اگر شما یک گزارش کاری مهم دارید و  تنها یک ساعت مانده، هنوز آن را تمام نکرده اید، شما احساس استرس خواهید داشت. چرا که به صورت بالقوه امکان شکست شما در تمام نکردن گزارش وجود دارد. وقتی خواهر شما برای برداشتن شما از منزلتان می آید و بچه هایتان گریه می کنند و هنوز دوش نگرفته اید، شما احساس استرس می­کنید. در  این مثال­ها، تهدید یا خطر خود مهلت پایانی نیستند، این ترس وجود دارد که شما شکست خواهید خورد و یک فرد مهم مثل خواهر یا رئیس شما به خاطر تأخیر، از شما انتقاد خواهند کرد. اگر این افراد برای شما مهم نباشند، در این صورت، احساس استرس نخواهید داشت. ولی اکثر ما نگران این افراد هستیم، در نتیجه، اکثر ما در شرایطی مشابه، این استرس را خواهیم داشت. این خود نشان می دهد که محیط ( یعنی نزدیک شدن به وعده قرار ) با شخصیت شما ( یعنی در نظر گرفتن ذهنیت رئیس تان در مورد خود ) با هم تعامل دارند. هر قدر موعد مقرر نزدیکتر، به همان اندازه استرس شما بیشتر خواهد بود. همین طور، هرچقدر نظر رئیس شما مهمتر، استرس شما بیشتر. استرس نهایی شما از ترکیب محیط و شخصیت تان به دست خواهد آمد.

سیستم­های پاسخ دهی استرس

     استرس یک نوع پاسخ به برخی شرایط بالقوۀ منفی است که ما در محیط خود با آنها مواجه هستیم. عبارت استرس یک اصطلاح گسترده است که به طور ضعیفی تعریف شده است که ما آن را “به دامنه بزرگی از پاسخ ها به موضوع های منفی” اطلاق می کنیم. وقتی شما یک موقعیت را بالقوه منفی ادراک می کنید، تلاش خواهید کرد که با موقعیت مقابله کنید و شرایط منفی را از میان بردارید. اگر شما این کار را با موفقیت انجام دهید، احساسات مثبتی را تجربه خواهید کرد. اما اگر شرایط فراتراز توانایی و ظرفیت شما باشند، شما ضرر بزرگی از واکنش های منفی را تجربه خواهید کرد که به آن استرس می گویند. هیجان ها مختلف تحربه شده، شامل خشم، اضطراب و افسردگی خواهد بود. بهنگام تجربه این احساسات، بدن و ذهن شما به شیوه­های خاصی واکنش نشان خواهند داد. این شیوه­های واکنشی در پایین آمده اند.

سیستم جسمانی

     پاسخ سیستم جسمانی یا فیزیولوژیک شما شامل تمامی تغییراتی می شود که به هنگام استرس در بدن شما اتفاق می افتند. برخی از این تغییرات به نظر می رسد که کاملاً عجیب و ترسناک بوده و شما با آن ها آشنا نباشید. اما اطمینان خاطر داشته باشید که همۀ آنها طبیعی، مهم، کوتاه مدت و بی ضرر هستند. اما اگر استرس برای بلند مدت ادامه داشته باشد، سیستم ایمنی بدن شما شروع به تخریب می نماید و شما را مستعد ابتلا به برخی بیماری ها می کند.

     وقتی شما یک خطر را ادراک یا پیش بینی می کنید، مغز شما پیام هایی را به یک بخش از اعصاب شما به نام سیستم عصبی خود مختار مخابره می کند. به عبارت ساده تر، سیستم سمپاتیک انرژی آزاد کرده و بدن را آماده واکنش می کند. سپس سیستم پاراسمپاتیک تحریک شده و بدن را به حالت بهنجار خود بر می گرداند. سیستم سمپاتیک بدن، دو نوع ماده شیمیایی آزاد می کند: آدرنالین و نورآدرنالین. که از غدد فوق کلیوی آزاد می شوند. با این دو نوع ماده شیمیایی فعالیّت سیستم سمپاتیک بدن برای مدتی می تواند ادامه پیدا کند. فعالیت سیستم سمپاتیک بدنتان باعث می شود قلب شما با سرعت بیشتری بتپد و جریان خون شما سریع تر شود. همزمان با تنگ کردن رگ های خونی، سیستم سمپاتیک بدن تان، خون را از نواحی غیر ضروری مثل پوست، انگشتان دست، انگشتان پاها به جاهای ضروری مثل ماهیچه های دست و پاهایتان هدایت می کند. به همین دلیل است که وقتی استرس فراوانی دارید پوست شما رنگ پریده تر دیده شده و انگشتان پا و دست های شما بی حس یا دچار حس خارش یا سوزش می­شوند. در همین حال، ارزش این اثر برای بقای شماست که باعث می شود جریان خون در درجه اول به سمت ماهیچه های بزرگ برای عمل سوق داده شوند. تپش قلب و تنفس سریع تجربه شده به منظور فراهم نمودن اکسیژن لازم برای بدن شماست. گرچه این کار برای عمل سریع و فوری مهم و ضروری است اما این تغییرات باعث احساس خفگی و یا حتّی گاهی درد در ناحیه سینه شما می شود. علاوه بر این، کاهش خون در ناحیه سر باعث می شود که شما احساس سرگیجه، سر درگمی، تاری دید و یا احساس غیر واقعی بودن داشته باشید.

     در کل، استرس بر اکثر سیستم های جسمی شما تاثیر می­گذارد. این فرایند انرژی زیادی از شما می گیرد و این مساله را تبیین می کند که چرا در پایان یک روز پر استرس این چنین خسته و بی حال می شوید. این نکته حائز اهمیت است که بدانیم سیستم اعصاب سمپاتیک وقتی در حالت استرس بالا قرار دارد، شما را ترک خواهد کرد. بدن شما دو روش دفاعی برای این موضوع دارد، در درجه اول، سایر مواد شیمیایی، آدرنالین و نورآدرنالین موجود در بدن شما را سرانجام از بین خواهند برد. دوم اینکه سیستم عصبی پاراسمپاتیک شما به عنوان یک محافظ این کار را انجام خواهد داد. وقتی بدن شما به اندازۀ کافی پاسخ استرس را داشته باشد، سیستم پاراسمپاتیک بدن شما شروع به کار خواهد کرد تا شما را به حالت آرمیدگی بازگرداند. این کاهش آن قدر سریع می باشد که می خواهید اتفاق نیفتد، ولی در هر صورت اتفاق می افتد. بدن شما به استرس­تان اجازه نخواهد داد که به افزایش خود ادامه دهد که به مرحلۀ انفجار برسد. علاوه بر اثرات سیستم عصبی سمپاتیک شما، احساس استرس باعث تولید یک سری مواد شیمیایی از غدۀ هیپوفیز می گردد( یک قسمت کوچک واقع در پایۀ جمجمه ). این مواد شیمیایی به یک قسمت دیگر غدة آدرنال بدن شما می روند تا کورتیکوئیدها و استروئیدها را رها ساخته تا به کاهش تورم و التهاب کمک نماید. اگر استرس به طول بینجامد، رهاسازی دائمی این مواد شیمیایی می تواند منجر به برخی از تخریب­ها در سطح بدن شما شود(برای مثال درسیستم گردش خون بدن) و شما را مستعد بیماری می کند.

     پاسخ­های جسمانی که به ما آمادگی به عمل می دهند نیز مانند آن­هایی که شما را آرام می کنند، اکثراً خودکار هستند. شما نمی توانید آنها را حذف کنید و این به خواست شما انجام نمی شود. همان­طور که قبلاً گفتیم استرس یک کارکرد محافظتی بسیار مهمی دارد. استرس تحت شرایط مهم می تواند بسیار کمک کننده وحتّی گاهی لذت بخش باشد. در کوتاه مدت استرس مضر وآسیب زا نمی باشد و در واقع مقدار معینی از استرس مزایایی نیز در بردارد. ولی اگر به مدت طولانی سطوح بالایی از استرس را داشته باشید، احتمال زیاد مشکلات جسمانی خواهید داشت. روشن است که یادگیری مدیریت استرس به دلایل زیادی برای شما مهم و ضروری است

سیستم ذهنی

     بدن شما در آماده سازی برای مقابله با یک چالش و تهدید به تنهایی عمل نمی کند. ذهن شما هم درگیر این کار است. پاسخ ذهنی یا شناختی اصلی باعث تغییرکانون توجّه شما می شود. وقتی تحت فشار استرس هستید، ذهن شما تمایل دارد که دائماً محیط را بررسی کند تا نشانه­های خطر را پیدا کند. از طرفی، این تغییر در توجّه مفید است. اگر خطری وجود داشته باشد شما سریعاً متوجه آن خواهید شد.

     در مورد مثال تکمیل گزارش با تأخیر، تمرکز شما بر روی بررسی گزارش نخواهد بود، بلکه نگرانی شما بر این سوال ها متمرکز خواهد شدکه: چه می شود اگر به موقع تمام نکنیم؟ رئیسم به من چه خواهد گفت؟ اگر این کار را از دست بدهم، چه خواهد شد؟ این نگرانی­ها اگر باعث شوند که شما به اهمیت انجام این تکالیف پی ببرید در این صورت مفید هستند. ولی اگر در توانایی شما برای انجام آن کار مداخله کنند در این صورت احتمالاً در یک چرخه معیوب گیر افتاده اید. نگرانی باعث خواهد که شما موعد مقرر را از دست بدهید که این نیز منجر به از دست دادن اعتماد به نفس شما خواهد شد. بدون اعتماد به نفس، احتمالاً موعد مقرر بعدی را نیز از دست خواهید داد و حتّی بیشتر از قبل استرس، خواهید داشت. روشن است که شما نمی خواهید نگرانی به این نقطه کشیده شود.

سیستم رفتاری

     استرس بر برخی از رفتارهایی که انجام می دهید نیز تاثیر دارد. ممکن است به صورت تکانه ای عمل کنید، یا اینکه  از برخی موقعیت­ها که در شما استرس ایجاد می کنند، اجتناب کنید. در واقع، در مورد مثال اول خودمان احتمالاً شما کلاً از آن مسیر خلوت دوری خواهید کرد – اگر فکر کنید که این مسیر خطرناک است – در این صورت استرس به پیش بینی خطر ممکن منجر شده و از شما محافظت کرده است. ازطرف دیگر، در مثال موعد مقرر اجتناب از گزارش (یا به تأخیر انداختن)، استرس در انجام تکلیف مداخله می کند. افراد زیادی وقتی تحت استرس قرار می گیرند وحشت زده و عصبی می شوند. احتمالاً شما با عادت­های عصبی خودتان آشنا هستید. عجله کردن، حرکت دادن پاها، ناخن جویدن، سیگار کشیدن، یا خوردن. به نظر می رسد عادت شما هرچه باشد، وقتی که استرس دارید آن کار را بیشتر انجام می دهید. اکثراً این رفتارها راه­های ساده دفع کردن انرژی است که ذهن و بدن شما برای عمل در موقع آمادگی کسب کرده است. در حالی­که بعضی رفتارها (مثل فرار یا اجتناب از موقعیت­ها) از شما محافظت می کنند. سایر رفتارها را نیز احتمالاً شما برای آرام کردن خودتان آموخته اید.

آگورافوبی
آگورافوبی

     همانند پاسخ­های سیستم، این رفتارها هم معمولاً بی ضرر بوده و وقتی در حد متعادل باشند حتی گاهی مفید نیز هستند. اما اگر مقدار و شدت آنها بیشتر شود، می توانند در لذت بردن شما از زندگی مداخله کنند. نکته حائز اهمیت این است که اگر اجتناب شدید شود شما را از فرصت­های زیادی می تواند محروم کند و این نیز به نوبه خود به استرس بیشتر در شما می انجامد.

مارپیچ پاسخ به استرس

     هرکدام از پاسخ سیستم های رفتاری، ذهنی وجسمانی، هدف خاص خود را دارند. ولی در عین حال با هم تعامل هم دارند. هر کدام از این سیستم ها، مارپیچی را می توانند فعّال کند. برای مثال ممکن است شما به تپش قلبتان توجه کنید که به شدت می زند،  این اتفاق ممکن است به افکاری بینجامد که مشکلی وجود دارد و شما به سرعت به سمت جلو و عقب گام بردارید. ممکن است افکار نگران کننده ای در مورد بچه ها به ذهنتان برسد و مجبورتان کند که به سرعت به خانه رفته و مطمئن شوید که آنها در منزل حضور دارند. به دلیل اینکه هر سیستم نقش خود را در پاسخ استرس کُلی ایفا می کند، برای کنترل استرس لازم است که شما در مورد آن ها آموزش ببینید. این همان چیزی است که برنامه مدیریت استرس ما به شما کمک خواهد کرد.

 در سطح جسمانی شما یاد خواهید گرفت  که تنش را در بدن­تان قبل از اینکه شدید شود، شناسایی کنید. به منظور در نظر گرفتن مولفه­های ذهنی استرس، ما به شما روش­های تفکّر واقع گرایانه در مورد موقعیت­ها را آموزش خواهیم داد تا تهدید زا به نظر نرسند. سرانجام اینکه، درسطح رفتاری هم برخی روش­های پاسخ دهی جدید را فرا خواهید گرفت. به مرور زمان یاد خواهید گرفت که لزوماً تهدیدها

ممکن است تهدید نباشند و یا اینکه به آن بدی که فکر می کنید نباشند. استفاده از این فنون به شما در یادگیری روش­های نوین مقابله با محیط کمک خواهد کرد. علاوه براین، درجاهای مختلفی از این برنامه ما شیوه­هایی را مورد بحث قرار خواهیم داد که احتمالاً شما آنها را تمرین کرده و در واقع محیط اطرافتان را تغییر خواهید داد تا اینکه استرس کمتری را برای شما فراخوانی کنند.

 

ترجمه و ویرایش: محمدرسول مفسری(دکترای تخصصی روان شناسی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.