شکست عشقی از سیر تا پیاز

شکست عشقی یا عاطفی

 

«شکست عاطفی یا عشقی» یا هر نام دیگری که روی «نه شنیدن از کسی که دوستش داریم» یا «به هم خوردن یک رابطه عاطفی» بگذاریم، این پدیده یکی از رایج ترین اتفاق های دوران آشنایی یا نامزدی است.

 

چرا شکست عاطفی دردناک است؟

شکست عاطفی همراه با فقدان یک فرد عزیز است و هر فقدانی برای انسان ها دردناک است اما شکست عاطفی نظام باورها و عواطف افراد را برهم می ریزد و این مسئله درد این فقدان را عمیق تر می کند. شکست عاطفی با احساس مورد سوءاستفاده قرار گرفتن، طرد شدن، بی ارزشی، دوست داشتنی نبودن، حسادت و احساس شرم و … همراه است. شکست عاطفی عزت نفس افراد را نشانه می گیرد و باعث می شود افراد حس بسیار بدی درباره خودشان داشته باشند بنابراین طبیعی است که دردناک باشد.

 

ویژگی های اصلی شخص شکست خورده عاطفی چه چیزهایی است؟

همه در مساله شکست عشقی یه جور نیستند. ولی در حالت هایی مشابهت هم دارند. مثلا:

احساس تحقیر شدگی، احساس سرخوردگی، بدبینی نسبت به جنس مخالف ، تغییرات هیجانی در فرد، از دست دادن انگیزه برای کار و فعالیت های روزمره، اختلال تو خواب و بیداری، از دست رفتن امید نسبت به آینده شغلی و تحصیلی، احساس اشتباه کردن و گناه، عدم دوست داشتن و حتی نفرت نسبت به خود، تمایل به انزوا و تنهایی و در موارد شدیدتر اقدام به خودکشی.بعضی ها به چند موردش دچار میشوند، بعضی ها هم به همه.

چرا بعضی ها مکرر شکست عاطفی می خورند؟

عوامل متعددی می تواند موجب شود یک فرد مدام در روابط اشتباهی قرار بگیرد. مهم ترین این عوامل مشکلات و اختلالات شخصیتی و طرح واره های ناسازگار افراد است. برای مثال افراد وابسته، افرادی که مدام ترس از رها شدن دارند، افراد مهرطلب، بی ثبات به لحاظ عاطفی و رفتاری، بدبین، بیش از حد فداکار، خودشیفته، با اعتماد به نفس پایین، با معیارهای سخت گیرانه و افراد با شخصیت نمایشی، احتمال این که در روابط متعدد دچار شکست عاطفی شوند بیشتر است. در بسیاری از مواقع داستان های عاشقانه آن ها تکراری است و فقط شخصیت های آن تغییر کرده اند و به نوعی روابط آن ها یک الگوی تکراری دارد.

 

رایج ترین اشتباهات بعد از شکست عاطفی کدام اند؟

الف) پیگیر بودن و گرفتن اطلاعات درباره فرد از دست رفته: این کار باعث می شود شما به موقع نتوانید مراحل سوگ را بگذرانید و به زندگی عادی برگردید. همچنین ممکن است خبرهای ناخوشایندی از آن فرد به شما برسد و موجب تشدید تمام احساسات منفی در شما شود. بنابراین سعی کنید تمام راه های ارتباطی واقعی و مجازی تان را مسدود کنید. اگر دوستان مشترکی دارید اجازه ندهید آن ها خبرهای شما را بیاورند و ببرند.

ب) نشخوار فکری و سوال های بی پاسخ: بیشتر افراد با شکست عاطفی کوله باری از سوالات بی پاسخ را هر روز در مغز خود حمل می کنند؛ چرا رفت؟ چرا من؟ من چه مشکلی داشتم؟ چه اشتباهی کردم؟ آیا او هم به من فکر می کند؟ آیا او هم ناراحت است؟ عزیزان پاسخ این سوالات هیچ کمکی به بهبود حال شما نخواهد کرد. فقط باعث خواهد شد شما ذهن و احساسات خود را همچنان درگیر یک مسئله تمام شده کنید. بنابراین کوله بار فکر و سوالات را بر زمین بگذارید و فکر خود را روی زندگی جدید متمرکز کنید.

ج) نگرانی از آینده: نگرانی های فکری که حال شما را بدتر می کند مانند نکند برای همیشه تنها بمانم! یا نکند نتوانم فرد مناسب دیگری پیدا کنم! از اشتباهات روزهای بعد از شکست عاطفی است. شما در یک حالت عاطفی منفی هستید و این احساسات باعث می شود منفی ترین و غیرواقع بینانه ترین افکار به سراغ شما بیایند. الان وقت فکر کردن به آینده نیست. فعلا شما باید از این حالت عاطفی منفی خارج شوید.

د) شروع یک رابطه عاطفی جدید برای فراموش کردن رابطه قبلی: این بدترین کاری است که شما می توانید برای تسکین حال خودتان بکنید و خود را در معرض یک شکست دیگر قرار دهید. توصیه می شود شش ماه به خودتان فرصت ترمیم بدهید و بعد اگر آماده بودید رابطه جدید را شروع کنید.

یشتر آدم‌ها بعد از اینکه از یک رابطه عاطفی شکست خورده بیرون می‌آیند توانایی عبور از مرحله بحران، رسیدن به مرحله شفا و سپس آغاز یک زندگی تازه را دارند. به ویژه اگر کسی آگاهانه و با تصمیم مشترک یک رابطه عاطفی را تمام کرده باشد طی کردن این روند شفا برایش آسان‌تر است.‏اما این داستان همه رابطه‌های تمام شده نیست. برای برخی بسیار دشوار است که از یک رابطه عمیقاً عاطفی علی‌رغم مشکلاتش بیرون بیایند. اگر یک نفر در چنین رابطه‌ای رها کننده و دیگری به شدت وابسته به آن باشد این موضوع به یک شکست عاطفی جدی تبدیل می‌شود.‏ طرد شدن ویرانگر است. برخی پس از پایان رابطه اندوه ناتمامی را تجربه می‌کنند، اسیر بدبینی می‌شوند و همواره از این هراس دارند که دیگر دوست داشته نشوند. کنار آمدن با مساله جدایی بسیار سخت و دشوار است.

برای همین است که تلاش می‌کنید هر طور شده دوباره پیوند عاطفی را از نو بسازید و خود را به کسی نزدیک کنید که از رابطه با شما بیرون آمده است. اما هیچ چیز بدتر از این نیست که بار دیگر توسط شریک عاطفی‌تان ترک شوید. این‌بار چه بسا دچار خشم و اندوهی شوید که با هیچ مرهمی آرام نمی‌گیرد.‏

اینکه نمی‌توانید از یک رابطه عاطفی بیرون بیایید و با غم از دست دادن کسی که دوستش داشته‌اید کنار بیایید نشان‌دهنده ویژگی‌های شخصیتی شماست. معمولا افرادی که نمی‌توانند با این حقیقت کنار بیایند ویژگی‌های شخصیتی مشخصی دارند. شاید اگر بدانید که مساله شما در کجا ریشه دارد بهتر بتوانید به خودتان کمک کنید تا از این وضعیت خارج شوید.‏

مکانیسم دفاعی در شکست عاطفی

فردی که دچار شکست عاطفی یا شکست عشقی می شود، برای کاهش دردها و آسیب ها سعی می کند رفتارهایی نشان بده که به انها مکانیسم دفاعی می گویند. این رفتارها شامل انکار، دست کم گرفتن، عقل گرایی، خشم، جابجایی و برخورد هستند.

انکار: در این رفتار مشکلات پیش امده را انکار می کند و خودش از انها دور نگه می دارد.

دست کم گرفتن: در این حالت افراد سعی می کنند که اتفاق افتاده را کوچک و کم اهمیت نشون بدهند.

عقل گرایی: تو این مکانیسم فرد سعی می کند با مراجعه به عقلش از تمام نقاط قابل دفاع در مورد فروپاشی رابطه عاطفیش، دفاع عقلانی کند و انها را با منطق استدلال کند. این مکانیسم در واقع فروپاشی بُعد احساسی ماجراست.

خشم: فرد نمی تواند خشم خودش را خالی یا پنهان کند. ممکنه تهدید هم بکند!

جابجایی: فرد سعی می کند به جای کسی که باش رابطه عاطفی داشته اشخاص و فعالیت های دیگه رو جایگزین کند و از این طریق ذهن خودش را از مساله مورد نظر خالی کند.

برخورد کردن: در این حالت فرد سعی میکند با شرایط پیش امده مبارزه کند و خودش را به نحوی نشان بده که هرگز آسیب ندیده است.

احساس ناامنی درونی

این طبیعی است که آدم‌ها زمانی که با از دست دادن چیزی تهدید می‌شوند احساس ناامنی کنند. احساس ترس ناشی از ناامنی یک مکانیزم دفاعی در انسان‌هاست که برای بقا ضروری است.

اما انسان‌ها توانایی سازگاری با غم از دست دادن را نیز دارند و می‌توانند از آن عبور کنند. اما متاسفانه برخی از افراد در شرایط از دست دادن اضطراب و هراس عمیق‌تری را احساس می‌کنند و کنار آمدن با غم از دست دادن برایشان به سادگی اتفاق نمی‌افتد.‏

این مساله باعث می‌شود آنها پس از طرد شدن در رابطه عاطفی اندوه بیشتری را تجربه کنند. آنها پس از رها شدن احساس ناتوانی، ناامیدی و بی‌قراری بیشتری می‌کنند و در یک نتیجه‌گیری کلی نمی‌توانند دوباره به عشق ایمان بیاورند.‏

ساختن عشق ایده‌آل یا آرمانی سازی

کسانی که شریک عاطفی شان را موجود ایده‌ال و بی‌نقصی فرض می‌کنند پس از آنکه توسط این فرد رها می‌شوند به شدت ضربه روحی می‌خورند. در واقع اندوه این افراد بخاطر این ترس است که آنها نمی‌توانند موجودی به خوبی عشق سابق خود پیدا کنند. این تجربه معمولا نصیب افرادی می‌شود که همواره در رویای آدمی بی‌نظیر و خارق العاده بوده‌اند. شکست عاطفی در این شرایط به معنای فروریختن همه رویاها است. به همین دلیل است که این افراد نمی‌توانند از غم دوری و جدایی بیرون بیایند.‏

ترومای رها شدن در کودکی

کسی که در کودکی ناامنی و ترس رها شدن را تجربه کرده باشد در بزرگسالی این ظرفیت را دارد که بخاطر شکست عاطفی دچار اندوه ناتمامی شود. کودکی که مراقبان خوبی نداشته، پیوند عاطفی درستی با والدینش برقرار نکرده و یا پس از جدایی والدینش نتوانسته نسبت به هیچ کدام از والدین تعلق عاطفی درستی پیدا کند در بزرگسالی نمی‌تواند به راحتی به روابط اعتماد کند.

زمانی که او با سختی فراوان بالاخره یک رابطه عاطفی را تجربه می‌کند انتظار ندارد که آن را باز هم دوباره از دست بدهد. شکست عاطفی در این شرایط ضایعه‌ای است که به راحتی جبران پذیر نیست.

البته این به معنای آن نیست که چنین فردی هرگز نمی‌تواند از اندوه از دست دادن بیرون بیاید. اما این قابل درک است که چرا اندوه از دست دادن یک رابطه برای چنین فردی یک ضایعه است.‏

ترس از تنهایی

کسی که گمان می‌کند عشق هرگز اتفاق نمی‌افتد یا آنقدر اعتماد به نفس نداشته باشد که خود را لایق دوست داشته شدن بداند، یا دائم آزار و بی‌توجهی و بدرفتاری را از سوی دیگران تجربه کرده باشد ممکن است از دست دادن شریک عاطفی برایش بسیار سخت و گران باشد. ‏

تکیه بر دیگری

کسی که همواره در رابطه عاطفی به شریک‌اش تکیه کرده است، اولویت را به او داده و خودش را با کسی که دوستش دارد تعریف کرده پس از ترک رابطه عاطفی به شدت از این مساله ضربه خواهد خورد.

غم از دست دادن در این شرایط به معنای از دست دادن هویت خود است. به همین دلیل است که عبور از رابطه و فراموش کردن رابطه‌ای که تمام شده برای این فرد بسیار دشوار است. ‏

ترس از شکست

آدم‌هایی وجود دارند که از شکست خوردن به شدت هراس دارند. از دست دادن رابطه برای چنین افرادی به معنای شکست است. کسانی که از شکست می‌ترسند معمولا همه تلاش خود را می‌کنند تا مانع هر شکستی شوند. زمانی که این تلاش‌ها نتیجه ندهد و آنها شکست بخورند اندوه ناشی از شکست برای آنها ناتمام خواهد بود.‏

پس از شکست عاطفی این افراد خود را مقصر و گناهکار می‌دانند و از یادآوری تلاش‌های بی‌نتیجه خود برای حفظ رابطه و ابراز علاقه به شدت دچار ناامیدی و یاس می‌شوند.‏

عشق ناتمام

آدم‌هایی هستند که تاسرحد مرگ عشق می‌ورزند. برای این افراد عشق هرگز نمی‌میرد و عشق ورزی به شریک خود را مایه افتخار و غرور می‌دانند. حتی طرد شدن نیز مانع از آن نمی‌شود که آنها مسلک خود را تغییر بدهند. آنها می‌توانند تا ابد یک نفر را دوست داشته باشند و برای بازگشتش منتظر بمانند. بر اساس این باور آنها هرگز نمی‌توانند رابطه جدیدی را شروع کنند.‏

همانطور که می‌بینید دلایل زیادی وجود دارد که یک نفر نتواند از دلبستگی به کسی که دوستش داشته دست بردارد و ترک رابطه عاطفی برایش با وجود فراز و نشیب‌های فراوان دشوار باشد.

اگر نتوانسته‌اید از فکر کسی که زمانی با او پیوندهای عاطفی داشته‌اید بیرون بیایید و دائم از خودتان می‌پرسید: «چرا نمی‌توانم با غم جدایی او کنار بیایم؟» این ویژگی‌ها را به یاد بیاورید. یافتن خود در میان این ویژگی‌های شخصیتی به شما کمک می‌کند راه درست را برای رهایی از این مخمصه پیدا کنید.‏

بهترین کارها برای کنار آمدن با شکست عاطفی کدام اند؟

الف) تمام شدن رابطه را بپذیرید: امید به بازگشت و سندروم چشم انتظاری باعث می شود نتوانید مراحل سوگواری را به درستی طی کنید. پس بپذیرید که این رابطه به هر دلیلی تمام شده است.

ب) خودتان را تحت فشار نگذارید: به خود فرصت بدهید. شما مجبور نیستید یک شبه همه چیز را فراموش کنید؛ مجبور نیستید ادای آدم های قوی را دربیاورید. شما یک فرد عزیز را از دست داده اید، پس طبیعی است که بسیار ناراحت و غمگین باشید؛ درد دل کنید، گریه کنید و هیجانات خود را تخلیه کنید. گذر زمان نیز در این مسیر به شما کمک خواهد کرد.

ج) کدورت ها را با خود حمل نکنید: به هر دلیلی شما یک رابطه را تمام کرده اید بنابراین دنبال مقصر نباشید، مدام خاطرات منفی را در ذهن تان مرور نکنید و نه نسبت به خودتان نه طرف مقابل احساس خشم و کدورت نداشته باشید. هرچند اوایل جدایی، این احساسات و افکار طبیعی هستند اما با نشخوار کردن آن ها، مرورشان و بدگویی کردن پشت سر فرد از دست رفته حال خودتان را بدتر نکنید.

د) فعالیت های اجتماعی تان را از سر بگیرید: روابط و فعالیت های اجتماعی تان را از سر بگیرید. از تنهایی تان استفاده کنید و بیشتر به اهداف شخصی تان بپردازید. فعالیت هایی را که همیشه دوست داشتید و فرصتی برای شان نبوده است انجام دهید. به کلاس هایی که دوست دارید بروید، ورزش کنید و با دوستان و خانواده تان وقت بیشتری بگذرانید.

نبایدهای بعد از شکست عاطفی

برای یک فرصت دوباره خواهش نکنید

طبیعی است که دلتنگ شریک عاطفی سابق تان شوید و هنوز از بهم خوردن رابطه ی عاطفی تان شوکه باشید، اما هرگز نباید از او برای یک فرصت دوباره خواهش کنید. اگر احساس می کنید که باید این کار را بکنید، سعی کنید متوجه شوید انگیزه ی واقعی تان از این کار چیست. آیا دلتنگ خود آن شخص هستید یا صرفاً دلتنگ داشتن یک شریک عاطفی؟ این دو مسأله کاملا متفاوت هستند.

از زنگ زدن یا پیغام دادن خودداری کنید

اگر می خواهید تجربه ی شکست عاطفی تان را به خوبی پشت سر بگذارید، تصمیم بگیرید که دست کم سی روز هیچ تماسی با شریک عاطفی سابق تان نداشته باشید. این سی روز تبدیل به چهل، بعد پنجاه و … خواهد شد و تا آن زمان احتمالا حال خیلی بهتری و همینطور دید واضح تری به شرایط پیدا خواهید کرد. در ذهن خود پایان دیگری برای رابطه ی عاطفی تان بسازید، یعنی تصور کنید شما بودید که او را پس زدید و موضع تان را در ماجرای شکست عاطفی تان تغییر دهید. این کار احساس تان را تغییر می دهد و باعث می شود بیشتر احساس قدرت کرده و کمتر احساس قربانی بودن کنید.

با اولین کسی که مواجه شدید وارد رابطه نشوید (یا ازدواج نکنید!)

با وجود حس انتقامی که هنوز در ذهن و قلب تان رخنه کرده، احتمال زیادی وجود دارد که بخواهید کسی را جایگزین شریک عاطفی سابق تان کنید، اما باید در برابر این تمایل مقاومت کنید. بعد از یک شکست عاطفی دردناک، بهترین کار این است که برای مدتی با کسی وارد رابطه ی عاطفی نشوید تا مطمئن شوید که رابطه ی بعدی تان فکر نشده، اتفاقی و محکوم به شکست دوباره نخواهد بود. مدتی به خودتان فرصت دهید تا درک کنید که چه اتفاقی افتاد، چه چیزی آنطور که انتظار داشتید پیش نرفت و البته در رابطه ی بعدی تان می خواهید چه تغییری ایجاد کنید.

سراغ شریک های عاطفی قبلی تان نروید

ممکن است وسوسه شوید سراغ یکی دیگر از شریک های عاطفی قبلی تان بروید. شما زمانی با این فرد رابطه ی عاطفی داشتید؛ حالا شبیه به هم هستید و شما به دنبال ارتباطی احساسی هستید تا از تجربه ی تلخ شکست عاطفی گذر کنید. به علاوه، در پس ذهن شما حسی از انتقام نسبت به شریک عاطفی سابق تان که دل شما را شکسته وجود دارد. با این حال، هرگز نباید دوباره با شریک های عاطفی قبلی تان ارتباط برقرار کنید. آن ها تبدیل به شریک عاطفی سابق تان شدند چون شما مناسب همدیگر نبودید.

با خودتان نامهربان نباشید

بیش از حد به خودتان سخت نگیرید. به خاطر داشته باشید که حالا هم غرور و عزت نفس تان جریحه دار شده پس نباید شرایط را بدتر کنید. با خودتان همانقدر مهربان باشید که با دوست دل شکسته تان خواهید بود. اگر توانایی پشت سر گذاشتن این تجربه ی تلخ را در خودتان نمی بینید یا می خواهید کسی که شریک عاطفی تان را نمی شناسد از بیرون ماجرا دید واضح تری به شما بدهد، به یک روان درمانگر مراجعه کنید.

در شبکه های اجتماعی او را تعقیب نکنید

شریک عاطفی سابق تان و احتمالا بعضی از اعضای خانواده و دوستان او را از همه ی شبکه های اجتماعی آنفالو کنید. این کار به شما کمک می کند دائما وسوسه نشوید او را چک کنید و ببنید که آیا وضعیتش بهتر از شما است یا بدتر.

فراموش نکنید که از این تجربه درس بگیرید

هیچ رابطه ای اتلاف وقت نیست اگر از آن درس بگیریم. از خودتان سؤال کنید چه نقشی در پایان رابطه ی عاطفی تان داشتید یا چطور می توانید در آینده شریک عاطفی بهتری باشید. اگر با خودتان صادق باشید می توانید در همین تجربه ی تلخ نکته ی مثبتی پیدا کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *