وفاداری زناشویی از سیر تا پیاز

وفاداری زناشویی

بی وفایی به معنی از بین رفتن حس اعتماد است. زمانی که یک نفر ازدواج می کند، به شریک زندگی اش قول می دهد تا زمان مرگ به او وفادار بماند. انتظار اعتماد متقابل شالوده تعهد آنها به یکدیگر می شود. یک عنصر مهم و ناگفته این اعتماد که به زبان آورده نمی شود این است که زوجین تنها با یکدیگر نزدیکی عاطفی و رابطه جنسی داشته باشند و شخص دیگری در این صمیمیت بین آنها شریک نباشد. زمانی بی وفایی روی می دهد که یکی از زوج ها در ظاهر مصرانه با این پیمان موافق است در حالی که پنهانی با فرد دیگری رابطه داشته و این پیمان را می شکند.

واژه انحصاری بدان معناست که وقتی ما در رابطه صمیمی به سر می بریم حالات و تجاربی وجود دارند که فقط مال ماست. گویی که حصار کوچکی اطراف رابطه وجود دارد و تابلو هشداری جلوی آن با این مضمون نصب شده است :” نزدیک نشوید – ملک خصوصی “.

بنابراین، جای تعجب نیست زوجی که پی به رابطه ای خارج از زندگی زناشویی یا بی وفایی همسرش و شکسته شدن این پیمان می برد، ضربه روحی و عاطفی عمیقی را تجربه کند.

وقتی زوجی چنین هیجانات شدیدی را تجربه می کند، پرسش اساسی این است که آیا بهبود اوضاع و رفع اختلافات زناشویی امکان پذیر است یا خیر. چطور قادر به بهبود این درد و ناراحتی خواهیم بود ؟ و حتی در صورت بهبود، آیا قادریم با خاطره ی این خیانت و بی وفایی به زندگی مشترک ادامه دهیم ؟ آیا می توانیم دوباره به همدیگر اعتماد کنیم ؟ آیا می توانیم دوباره عاشق یکدیگر باشیم ؟

ما به عنوان مشاور و از آنجا که صدها بار با این گونه مسائل برخورد داشته ایم،  قادریم با اطمینان کامل پاسخ دهیم: بله، به شما اطمینان می دهیم که در صورت به کار بردن راهبردهایی که در اختیارتان قرار می دهیم پیش بروید، آینده ای خوب در انتظار زندگی مشترکتان خواهد بود.

برخی از نکاتی که زوجین بعد از این تجربه درناک باید به آن توجه داشته باشند، به صورت مختصر در زیر آورده شده است.

  • بی وفایی یکی از درناک ترین تجربیات انسان است.
  • مهمترین نیازهای عاطفی ما آنهایی هستند که در صورت ارضا شدن باعث شادترین و رضایت بخش ترین احساس در ما می شوند.
  • وقتی نیازهای عاطفی ما ارضا نمی شود ، به نوعی احساس افسردگی و تهی بودن می کنیم.
  • اگر نیازهای عاطفی ارضا نشوند شخص تمایل دارد که همسر، فرزندان، شغل و باورهایش را فدای برطرف کردن آن نیازها کند.
  • بیشتر مواقع علت بی وفایی برطرف کردن نیازهای عاطفی مهم است.
  • از توفان های عشق اجتناب کنید. یعنی اجتناب از رفتار خشمگینانه، اجتناب از قضاوت نامحترمانه و اجتناب از خواسته های خودخواهانه.
  • مهمترین نیازهای عاطفی همسرتان را برطرف کنید.
  • یادگیری روشهای برطرف کردن نیازهای عاطفی یکدیگر در زندگی مشترک، آسان تر از درگیر شدن در بی وفایی و سرانجام جدایی است.
  •  مهمترین نیازهای عاطفی مردان عبارتند از ارضای جنسی، همراهی در تفریحات، جذابیت جسمانی، حمایت خانوادگی و تحسین.
  • مهمترین نیازهای عاطفی زنان عبارتند از محبت، گفتگو، صداقت و بی آلایشی، حمایت مالی و تعهد خانوادگی.
  •  اگر می خواهید بدانید بهتر است تلاش تان را در چه نقطه ای متمرکز کنید، باید بپرسید.
  •  ما قادر به برطرف کردن نیازهای عاطفی مان نیستیم، دیگران باید آنها را برای ما برطرف کنند.
  • اگر همسران به برطرف کردن نیازهای عاطفی همدیگر عادت کنند به دست آوردن عشق و خوشبختی نیازمند تلاش زیادی نخواهد بود.
  • پیشنهاد مثبت بسیار تأثیرگذار تر از انتقاد است.
  •       تشویقی که از طرف همسرتان پس از رفع نیازهای عاطفی اش بدست می آورید، برای کارامد شدن شما در رفع نیازهای ضروری او ضروری است.
  •          بی وفایی راه چاره ی عدم رضایت از زندگی مشترک نیست.
  • بدون جدایی و قطع کامل ارتباط، بهبود از وضعیت بحرانی اغلب غیر ممکن است.
  • تا قبل از اتمام دوران کناره گیری هیچ گونه بهبودی صورت نخواهد گرفت.
  •  اگر جدایی کامل از محبوب با شکست روبه رو شود، اغلب بدین معنا است که اقدامات ضروری برای تضمین جدایی ناکافی بوده است.
  •          در حالی که وقتی ارتباط ثانویه مخفیانه ادامه دارد هیچ امیدی به بهبودی نخواهد بود، به محض قطع ارتباط بهبود و باسازی زندگی مشترک با اطمینان امکان پذیر است.
  •           بی وفایی و عدم صداقت همواره در کنار هم هستند. هیچ گاه نمی توانید یکی را بدون وجود دیگری تجربه کنید.
  • اغلب بی وفایی ها بر پایه ی تصورات خیالی و رویاپردازانه است.
  • شوک و ضربه روحی، واکنش شایع در کشف بی وفایی است.
  • هم فرد بی وفا و هم فردی که به بی وفایی همسرش پی برده احساس گیجی و سردرگمی می کند.
  • معقولانه نیست بلافاصله بعد از پی بردن به بی وفایی واکنش نشان دهیم، باید زمانی را به بررسی مجدد مسئله در نظر بگیریم.
  • بی وفایی هم می تواند عاطفی باشد و هم می تواند جنسی باشد.
  • بی وفایی عاطفی هم ممکن است به اندازه ی بی وفایی جنسی برای زندگی مشترک مخرب باشد.
  • غالباً بی وفایی ریشه در مشکلات عمیق همسر بی وفا دارد.
  • در بسیاری از موارد ، بی وفایی زنگ خطری برای بازنگری مجدد روابط زوج ها ست.
  •           راهی که به بهبود رابطه بعد از بی وفایی منجر می شود، بسیار باریک است، اگر زوج ها چنین راهی پیدا نکنند، فاجعه بی وفایی ممکن است به اثر تخریبی دائمی و طلاق منجر شود.
  • سری بودن و وجود خطر بخشی از هیجانات همراه رابطه نامشروع است.
  • سکوت در برابر هر آسیب و خشم به جای صحبت کردن و تخلیه هیجان ها در زندگی زناشویی، مثل بمب ساعتی عمل می کند.
  • این تصور اشتباه را کنار بگذارید که من حتماً مرتکب اشتباهی شدم که باعث شده همسرم به من خیانت کرده است.
  • از بانک عشقتان در مقابل سپرده گذاری دیگران محافظت کنید.
  • با فردی از جنس مخالف که او را جذاب می بینید ، وقت نگذرانید.
  • اگر فردی از جنس مخالف به شما ابراز علاقه کرد، با بیان عشقتان نسبت به همسرتان پاسخ دهید و از بودن با او اجتناب کنید.
  • هرگز به هیچ فردی از جنس مخالف، به غیر از همسرتان، نگویید که او جذاب است.
  • سپرده گذاری واحدهای عشق را برای همسرتان آسان و برای دیگران مشکل کنید.
  • اگر احساس کردید به فرد دیگری غیر از همسرتان علاقه پیدا کرده اید، قدم زنان از او دور نشوید، به سرعت بدوید.
  •  شخص شک دارد که  همسر بی وفایش همه چیز را به او گفته است.
  •          شخص کنجکاو است که بداند فرد بی وفا چه رابطه ای با نفر سوم داشته و چه کار هایی برایش انجام داده که برای او انجام نداده است.
  • این طبیعی است که یک روز فکر کنم که آماده ام همسرم را طرد کنم و روز بعد پشیمان می شوم و می خواهم زندگی مشترکم را حفظ کنم.
  • تردید و دودلی در مورد حرفهای همسری که رابطه نامشروعش خاتمه یافته است وجود دارد.
  •           اگر تلاش کنید می توانید دوباره اعتماد سازی کنید.
  • ناتوانی در مورد ماندن یا نماندن همیشه وجود دارد .
  • بر ملا شدن بی وفایی همیشه به معنای مرگ زندگی زناشویی نیست.
  • وقتی بی وفایی فاش می شود، خودداری از تصمیم عجولانه بسیار مهم است.
  • بعد از پی بردن به بی وفایی دو راه انتخاب هست 1- در مورد مشکلات صحبت کنید و در جهت بهبود رابطه تلاش کنید 2- از همسرتان جدا شوید.
  • اگر می خواهید از همسرتان جدا شوید و با فردی که با او رابطه نامشروع دارید ازدواج کنید، تصمیم غلطی است چون آمارها نشان داده که احتمال موفقیت این ازدواج خیلی ضعیف است.
  •          اگر تصمیم به جدایی دارید قبل از آن تمام جوانب را در نظر بگیرید و از روی احساسات تصمیم نگیرید.
  •         خیلی از زوج ها که مبتلا به بی وفایی شده اند به خاطر ترسهایشان موقع طلاق هیچ راه خروجی نمی بینند.
  • تصور پیامد ها و نتایج بعد از طلاق در تصمیم قاطع برای جدایی تأثیر دارد.
  • اگر مرتکب بی وفایی شده اید، پذیرش اشتباه و تأسف خوردن از انجام آن را تجربه خواهید کرد.
  • پس از بی وفایی آموختن گفتگو صحیح با همسر باعث افزایش ارتباط زوجین می شود.
  • از کلمه من برای صحبت استفاده کنید نه از کلمه تو(من از اینکه تو این کار را انجام دادی ناراحت شدم به جای تو منو ناراحت میکنی).
  • احساسات تان را بیان کنید نه این که آنها را بروز دهید.
  • دیگران را مقصر ندانید، و به دقت آنچه را که در درون تان می گذرد توصیف کنید.
  • به آنچه که همسرتان می گوید گوش فرا دهید و حرف او را قطع نکنید.
  • به احساساتی که پشت کلمات همسرتان است، توجه کنید.
  •           در برابر وسوسه پاسخ دادن سریع، مقاومت کنید.
  •          چند دقیقه تأمل کنید سپس کلمات تان را متناسب با حرف های همسرتان بیان کنید.
  • تا جایی که می توانید کاملاً خود را در احساسات همسرتان شریک کنید  و خود را جای او بگذارید.
  • واکنش های عاطفی تان را آشکار کنید، هم منفی و هم مثبت البته بصورت مدیریت شده.
  • سعی کنید با همسرتان در یک راستا حرکت کنید: با شادی او شاد شده و با غمگینی وی غمگین شوید.
  • توجه کنید که خلق و خوی شما، رفتار افراد پیرامونتان را تحت تاثیر قرار می دهد و بر عکس.
  • سعی کنید افکار و ذهنیات خود را با همسرتان در میان بگذارید و در مورد شنیدن افکار او هم علاقه نشان دهید.
  • تمرین کنید که با همسرتان در مورد افکار و زندگی ذهنی خود صحبت کنید. البته، فقط یک یا دو ایده را در یک بار مطرح کنید.
  • همسرتان را تشویق کنید که بتواند در ایده هایش با او شریک شوید، دقیق گوش کرده و نسبت به آنها علاقه نشان دهید.
  • در مورد داشتن عمل جنسی بیشتر با همسرتان فکر کنید.
  • در مورد تمایلات جنسی خود با همسرتان صحبت کنید.
  • زمان جداگانه ای را به فعالیت جنسی اختصاص دهید.
  • از شرکت در فعالیت های جنسی که همسرتان آغاز کننده ان است، لذت ببرید.
  • سعی کنید به مواقعی که عصبانی هستید، توجه کنید.
  • اگر عصبانی هستید توجه کنید که آیا در ذهنتان در حال قضاوت کردن هستید ؟
  • دوستان یا اعضای خانواده با ایفای نقش یک شنونده خوب می توانند عهده دار انجام بیشترین کمک باشند.
  • صحبت با افرادی که به حرف هایتان گوش می دهند بدون آن که قضاوتی کنند، منجر به روشن سازی مسیر تفکر شما می شود.
  • مقرراتی وضع کنید که گفتگو را لذت بخش و ایمن کنید.
  • اگر در گفتگو به بن بست رسیدید، برای مدتی دست بکشید و سپس دوباره موضوع را مورد بحث قرار دهید.
  • مشکل را از دید گاه خود و همسرتان مشخص کنید.
  •          دریافتن راه حل ها با یکدیگر هم فکری کنید.
  • راه حلی انتخاب کنید که مورد پسند هر دوی شما باشد.
  • برقراری اعتماد مجدد فرایندی بسیار سخت و طولانی است.
  • اعتراف و پشیمانی عوامل مهمی برای تسکین همسر فرد خاصی هستند، حتی اگر زندگی زناشویی آنها ادامه پیدا نکند.
  • اعتماد داشتن یعنی این باور که همسرمان با ما صادق است و به احساساتمان اهمیت می دهد.
  • ایجاد اعتماد تلاش با ارزشی است و باعث یک زندگی زناشویی بهتر یا یک جدایی بهتر خواهد شد.
  • زمانی که برنامه ریزی می کنید تا فقط با هم باشید ، نباید شامل بچه ها ، اقوام یا دوستان باشد.
  • در طول زمانی که با هم هستید، به فعالیت هایی بپردازید که نیازهای عاطفی شما را براورده کند.
  • با همسرتان صددرصد صادق و روراست باشید.
  • وقتی برای صداقت ارزش قائل باشید، مشوق وجود آن در زندگی تان می شوید.
  • صداقت را با عوامل مخرب عشق همراه نکنید.
  • اطلاعات مربوط به گذشته تان را با او در میان بگذارید، به ویژه مواردی که نشان دهنده ضعف یا شکست شخصی تان است.
  • مسائل روزمره تان را به همسرتان بگویید. همسرتان را از فعالیت هایتان آگاه کنید.
  • افکار و برنامه هایتان را در مورد آینده برای همسرتان بازگو کنید.
  • در مواقعی که سرحال هستید به این موضوع فکر کنید که چقدر همسرتان را دوست دارید و اهداف خود را مانند صمیمیت، همدلی و حمایت را در روابطتان در نظر بگیرید.
  • همسرتان را با دادن اطلاعات نادرست دچار سردرگمی نکنید.
  • به کارشناسان، درمانگران و مشاوران سلامت روان مراجعه کنید تا بر اساس تجارب و دانش آنها مشکلات خود را حل کنید. کمک گرفتن نشانه سلامت روان شماست و نه ضعف شخصیتتان.
  • اگر به اتفاق همسرتان در جلسات درمانی شرکت می کنید، باید هر کدام احساس کنید که منصفانه حرف هایتان شنیده می شود و مورد درمان قرار می گیرد.
  • از همسر خود بخاطر تلاشش برای حفظ خانواده قدر دانی کنید.
  • به همسر خود اطمینان دهید که برایتان ارزشمند است و قدر او را می دانید.
  • از درخواست کمک نترسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.