شیوه های صحیح فرزندپروری و تربیت کودک

فرزند پروري مثبت چيست؟
تصور عمومی مبنی بر آن است که والد بودن و تربیت فرزندان خصوصیتی است که پس از تولد فرزند به والدین اعطا می شود. در حالی که والد بودن و شیوه فرزندپروری مثبت یک مهارت است و مثل هر مهارت دیگر ، نیاز به فراگیری دارد. والدین در ابتدا نمی دانند در مقابل رفتارهای نامناسب فرزندان چه برخوردی بکنند و با تمسک به روشهای سنتی گاه باعث تشدید آن می شوند.
فرزند پروري مثبت رويكردي است كه هدف آن ارتقاي رشد كودك و اداره كردن رفتار كودك به روشي سازنده و غير آسيب زننده است .فرزند پروري مثبت بر اساس ارتباط خوب و توجه مثبت بنا شده تا بتوان به كودك كمك كرد كه رشد كند .كودكاني كه با فرزند پروري مثبت بزرگ ميشوند با احتما ل بيشتري مهارتها و احسا س مثبت نسبت به خود را پرورش ميدهند .آنها همچنين با احتمال كمتري مشكلات رفتاري خواهند داشت.
پنج جنبه كليدي براي فرزند پروري مثبت وجود دارد.
-مطمئن شدن از ايجادمحيطي امن و جالب:
كودكان كم سا ل نياز به محيط بازي امن دارند بخصوص وقتي سينه خيز حركت مي كنند .اتفاقات در خانه مهمترين علت آسيب در كودكان كم سال است .داشتن يك محيط امن به اين معناست كه شما ميتوانيد با آرامش بيشتري فرزند پروري كنيد و كودكتان ميتواند محيط خود را كشف كند و طي روز سرگرم باشد در حا ليكه احتمال آسيب ديدن وي كمتر است .كودكان نياز به محيطي سرگرم كننده دارند كه به تنها فرصتهاي زيادي براي گشتن كشف آزمايش و رشد زبان و رشد ذهني وي را تحريك مينمايد.كودكان همچنين به حد كافي نظارتنياز دارند يعني اينكه بدانيد كودكتان كجا و مشغول چه كاري است.
-ايجاد محيط مثبت آموزنده:
والدين بايستي در دسترس كودكانشان باشند.اين به اين معنا نيست كه در تمام لحظات با كودكتان باشيد بلكه به اين معناست كه وقتي كودك به كمك مراقبت يا توجه شما نياز دارد در دسترس باشيد.وقتي كودك به شما نزديك ميشود كارتان را متوقف كنيد و اگر ميتوانيد زماني را با او باشيد.با تشويق كودك به اينكه تلاش¬كند خودش كارش را انجام دهد به او كمك كنيد ياد بگيرد. تشويق و توجه مثبت كمك ميكند علاقه كودك را براي ياد گيري برانگيزد . وقتي مي بينيد كودكتان چيزي را كه شما ميخواهيد انجام ميدهد به او توجه كنيد.به كودكتان نشان دهيد كاري را كه در حال انجام است دوست داريد در اين صورت او با احتمال بيشتري آن را تكرار خواهد كرد.

مرکز مشاوره پندار
ارائه خدمات روانشناختی در خصوص:
شیوه های صحیح فرزندپروری و تربیت کودک .
بیش فعالی .
نافرمانی . لجبازی .
رفتار مخل .
ترس¬ها و اضطراب¬ها (اضطراب جدایی . ترس از رفتن به مدرسه).
عادات و تیک .
افسردگی .
اختلال سلوک.
مشکلات خوردن. مشکلات خواب .
اموزش توالت رفتن و بی اختیاری ادرار و بی اختیاری دفع.
مشکلات جنسی.
مشکلات خواهر و برادرها.
مشکلات تحصیلی .
چگونگی سازگاری کودکان با طلاق و جدایی والدین و مرگ نزدیکان .
مسائل و مشکلات بلوغ و نوجوانی.

-استفاده ازانضباط قاطع:
انضباطقاطع به معني با ثبات بودن و عمل كردن فوري در مواقعي است كه ميبينيد كودك رفتار نادرست دارد و ياد دادن رفتارقابل قبول می باشد .وقتي والدين از انضباط قاطع استفاده ميكنند كودكان ياد ميگيرند مسووليت رفتار خود را بپذيرند از نيازهاي ديگران آگاه ميشوند و خود كنترلي پيدا ميكنند.همچنين در صورتي كه والدين از يك روز تا روز ديگر با ثبات و قابل پيش بيني باشند كودكان با احتمال كمتري مشكلات رفتاري پيدا ميكنند.
شما ميتوانيد براي منحصربفرد كودك خود ارزش قائل باشيد و با اينحال انتظار رفتار عاقلانه داشته باشيد.وقتي كودكتان رفتار نامناسب دارد يا ناراحت است بهترين كار اين است كه آرام بمانيد و از فرياد زدن با صداي بلند اسم او را بردن ، تهديد كردن يا زدن او خودداري كنيد.
-داشتن انتظار واقع بينانه:
انتظاراتي كه والدين از فرزندانشان دارند به اين بستگي دارد كه آنها چه چيزي را در سنين مختلف عادي ميدانند.به ياد داشته باشيد كه كودكان افرادي منحصربه فردند و با سرعتهاي متفاوتي رشد ميكنند.آنها نياز دارند قبل از ياد گرفتن مهارتهاي جديد از جمله استفاده از توالت ، پوشيدن لباس يا غذاخوردن به تنهايي از نظر رشدي آمادگي آن را پيدا كنند.اگر مطمئن نيستيد فرزندتان براي يادگيري مهارت جديد آمادگي دارد نظر يك كارشناس را جويا شويد.مشكلات وقتي به وجود مي آيند كه والدين از فرزندانشان انتظارات زيادي دارند قبل از اينكه آنها آمادگي داشته باشند يا انتظار داشته باشند فرزندشان كامل باشد.براي مثا ل والديني كه انتظار دارند فرزندشان هميشه مودب شاد و حرف گوش كن باشد يا هميشه منظم و كمك كننده باشد خودرا در شرايطي قرار ميدهند كه مايوس شوند و با فرزند خود اختلاف پيدا كنند.از فرزند خود انتظار نداشته باشيد كه كامل باشد.تمام كودكان اشتباه ميكنند.بيشتر اشتباهات عمدي نيستند.اين نيز مهم است كه والدين انتظارات واقع بينانه از خود داشته باشند.اين خوب است كه بخواهيد تمام تلاش خود را بعنوان يك مادر يا پدر انجام دهيد اما تلاش براي اينكه والد كاملي باشيد فقط منجر به احساس ناكامي و بي كفايتي ميشود.نسبت به خود سختگير نباشيد هر كسي از راه تجربه مي آموزد.
-بعنوان والد از خود مراقبت كنيد :
فرزند پروري راحت تر خواهد بود اگر نياز شخصي والدين براي صميميت همراهي تفريح و تنها بودن برآورده شود.والد خوب بودن به اين معني نيست كه فرزندتان به تمام زندگي شما غلبه داشته باشد.اگر نيازهاي خود شما بعنوان يك بزرگسال برآورده شود بسيار آسانتر خواد بود كه شكيبا با ثبات و در دسترس كودك خود باشيد.

-علل مشكلات رفتاري كودكان:
چرا كودكان به اين روش رفتار ميكنند؟چرا اينگونه است كه كودكاني كه در يك خانواده بزرگ شده اند در بعضي چيزها شبيه بهم و در بعضي چيزهاي ديگر اينقدر با هم متفاوت اند؟ براي فهميدن اينكه چگونه كودكان رشد ميكنند لازم است به سه چيز توجه كنيم : تركيب ژنتيكي آنها ، محيط خانوادگي و جامعه اي كه در آن زندگي ميكنند.اين عوامل مهارتها ديدگاهها و تواناييهايي را كه كودكان پيدا ميكنند شكل ميدهند.همچنين اين مساله را كه آنها مشكلات رفتاري پيدا ميكنند يا خير را تحت تاثير قرار ميدهند.
-تركيب ژنتيك :
كودكان تركيب ژنتيكي منحصر به فرد از والدين خود به ارث ميبرند.اين تركيب شامل ويژگيهاي آشكار مانند رنگ چشم و بافت مو و نيز ويژگيهاي رفتاري و هيجاني ميشود.براي مثال كودكاني كه مشكل تمركز دارند يا احساس غمگيني و افسردگي ميكنند ممكن است تركيب ژنتيكي اي را به ارث برده باشند كه آنها را براي داشتن چنين مشكلاتي آماده تر ميكند.
كودكان همچنين ممكن است مزاج خود را از والدين به ارث ببرند مانند چقدر اجتماعي يا برونگرا هستند چقدر فعالند يا چقدر احساساتي هستند.بعضي از اين ويژگيها اداره كردن را دشوار ميكند.براي مثال بعضي كودكان توجه زيادي مي طلبند بعضيها خيلي فعال و مشغولند و پيوسته در حال كشف اطراف خود ميباشند بعضي ديگر زياد گريه ميكنند يا ايراد ميگيرند و غذا دادن يا خواباندن آنها سخت است.با اين حال تمام نوزادان دشواردر كودكي مشكلات رفتاري پيدا نميكنند در حاليكه بعضي نوزادان آسان اين مشكلات را پيدا ميكنند.مشكلات رفتاري كودكان فقط به مزاج آنها بستگي ندارد بلكه به واكنش ديگران به رفتار آنها نيز وابسته است.
-محيط خانواده:
تركيب ژنتيكي كودك چيزي است كه ميتوان آن را تغيير داد. والدین در رفتارهایی که کودکان می آموزندتأثیر بسزایی دارند . حتی ما می توانیم با تغییر محیط، جلوی رفتار ارثی را بگیریم ، بنابراین كودكان از محيط خانوادگي خود چيز ياد ميگيرند و اين محيط ميتواند براي ياد دادن اينكه به روش مناسبتري رفتار كنند تغيير كند.
– پاداشهاي تصادفي براي رفتار نادرست:
كودكان به سرعت ياد ميگيرند كه رفتار آنها اثري دارد و ميتوانند كارهاي ديگران را كنترل كنند.رفتارهاي مشكلدار در صورتي كه باعث شوند كودكان آنچه را ميخواهند به دست آورند با احتمال بيشتري ادامه پيدا خواهد كرد.اغلب پاداشهاي تصادفي يا پرداختهاي پنهاني براي رفتار نادرست وجود دارد.پاداشهاي تصادفي شامل توجه اجتماعي {مانند حرف زدن با كودك چشمك زدن يا لبخند }پاداشهاي مادي {مانند اسباب بازي}فعاليت{مانند اينكه والد حواس كودك را با يك بازي پرت كند}يا دادن خوراكي{مانند بيسكويت بستني يا آب نبات چوبي}می باشد.براي مثال اگر زماني كه فرزندتان براي اولين بار كلمه زشتي بر زبان مي آورد تصادفا لبخند بزنيد يا وقت زيادي را براي دليل آوردن براي او صرف كنيد توجه اضافه ميتواند كودك را تشويق كند كه كلمه زشت را دوباره بر زبان بياورد.
-تله هاي كنترل كننده:
كودكان مي آموزند كه اگر كار خود را ادامه بدهند ورفتار مشكل¬دارشان بدتر شود با احتمال بيشتري آنچه را كه ميخواهند بدست مي آورند.براي مثال فرزند شما ممكن است درست قبل از ناهار از شما بيسكويت بخواهد.
ممكن است شما چند بار بگوييد نه.با اينحال اگر فرزندتان ادامه بدهد و بر خواسته خود پافشاري كند يا آن را با صداي بلندتر تكرار كند احتمالا شما در اين تله مي افتيد كه به او بيسكويت بدهيد تا فقط سروصدا بخوابد.متاسفانه فرزند شما هم براي اينكه بر خواسته خود اصرار كند پاداش گرفته و ياد ميگيرد كه براي انجام خواسته هايش مصرتر شود و با صداي بلندتر تقاضا كند.شما هم پاداش گرفته ايد چون فرزندتان سرو صدا را متوقف كرده حداقل براي مدت كوتاهي.از آنجا كه هم شما و هم فرزندتان پاداش گرفته ايد اين كنترل احتمالا دوباره رخ ميدهد. به همين روش والدين هم ياد ميگيرند كه اگر پافشاري كنند و با صداي بلندتر حرف بزنند با احتمال بيشتري به خواست خود خواهند رسيد. براي مثال ممكن است شما چندين بار از فرزندتان بخواهيد كاري را انجام دهد و اين درخواست را به تدريج با صداي بلندتر تكرار كنيد بدون اينكه موفق شويد. سرانجام احتمالا شما با عصبانيت ميخواهيد كه فرزندتان آنچه را كه خواستيد تا سه شماره انجام دهد و گرنه خودش ميداند! فرزندتان به اين ترتيب ياد ميگيرد كه شما تنها زماني جدي هستيد كه فرياد بزنيد و بشماريد. و پيش از اينكه آنچه را شما خواسته ايد انجام دهد تا آن زمان صبر ميكند. شما براي فرياد زدن پاداش گرفته‌ايد زيرا فرزندتان آنچه را از او خواسته ايد انجام داده است و فرزندتان پاداش گرفته چون شما فرياد زدن سر او را متوقف كرده ايد. دوباره به دليل اينكه پاداشي هم براي شما و هم فرزندتان وجود دارد اين روند احتمالا باز هم تكرار خواهد شد.
-تله ناديده گرفتن رفتار مناسب:
براي بعضي از كودكان هيچ پاداشي در انجام رفتار خوب وجود ندارد.متاسفانه رفتاري كه هيچ توجهي برنيانگيزد با احتمال كمتري تكرار ميشود.اگر كودكان وقتي خوب رفتار ميكنند ناديده گرفته شوند ممكن است ياد بگيرند كه تنها راه گرفتن توجه ، نادرست رفتار كردن است.

-نگاه كردن به ديگران( الگوبرداری):
كودكان با نگاه كردن آنچه ديگران انجام ميدهند ياد ميگيرن.براي مثال وقتي والدين خشمگين ميشوند و سر همديگر فرياد ميزنند و به خاطر فرياد زدن كاري را كه ميخواهند ميكنند ، كودكان ياد ميگيرند وقتي مشكلي دارند فرياد زدن كاري درستي است.كودكاني كه از والدينشان كتك مي خورند احتمالا ديگران را ميزنند.
رفتارهايي مانند فرياد زدن ، حرفهاي تند زدن ، عصباني شدن و نامرتب بودن رفتارهایی هستند که ممکن است شما با نگاه كردن به ديگران آموخته باشید.
-خواستن انجام كار :
روشي كه والدين از كودكانشان ميخواهند كاري را انجام دهند ميتواند براينكه فرزندشان آن كار را انجام خواهد داد يا نه تاثير بگذارد. برخي مشكلات شايع در اين زمينه عبارتند از:
*بيش از حد زياد بودن:هر بار كه از كودكان خواسته ميشود كاري را انجام دهند فرصتي براي نافرماني آنها وجود دارد.وقتي كارهاي بسيار زيادي از كودكان خواسته ميشود آنها احساس ناتواني ميكنند.
*بيش از حد كم بودن :گاهي كودكان به اين دليل نافرمان ميشوند كه هيچكس وقت كافي نگذاشته تا براي آنها روشن كند كه چه انتظاري از آنها ميرود.براي مثال ممكن است كودكي رفتار نامناسب غذاخوردن را نداند چون به اندازه كافي به او گفته نشده چگونه از قاشق و چنگال استفاده كند.
*بيش از حد سخت بودن :كودكان وقتي والدين شان انتظارات بيش از حد از آنها داشته باشند و كارهايي از آنها بخواهند كه فراتر از تواناييهاي آنهاست مثل اينكه از يك كودك سه ساله بخواهند يك اتاق بهم ريخته را مرتب كند نافرمان ميشوند.
*در زمان نامناسب عنوان كردن:وقتي كودكي مشغول انجام كاري است مثل ديدن يك برنامه تلويزيوني دلخواه و از او خواسته ميشود كاري انجام دهد بيشتر احتمال دارد كه خواست شما را ناديده بگيرد.
*بيش از حد مبهم بودن :كودكان كارهايي را كه مبهم به آنها گفته ميشود انجام نمي دهند مثل اينكه علي ابله نباش يا كارهايي كه بصورت پرسشي بيان ميشوند مثل اينكه دوست داري بخوابي ؟اگر به فرزندتان فرصت انتخاب ميدهيد آماده باشيد كه بگويد نه.
*زبان بدن :گاهي زبان بدن والد چيزي غيراز كاري را كه خواسته ميگويد مثل اينكه وقتي به كودك ميگويد كاري را رها كند در حال لبخند زدن يا خنديدن باشد.همچنين كودكان معمولا كارهايي را كه از يك اتاق به اتاق ديگر با فرياد گفته ميشود انجام نميدهند چون والدين آنجا نيستند كه كاري را خواسته‌اند پي بگيرند.
-پيام هاي احساسي
والديني كه فرزند خود را قبول ندارند بجز رفتار كودك ، اعتماد به نفس او را نيز كم ميكنند.بردن نام كودك با اصطلاحاتي مثل ابله يا خنگ و پيغام هايي كه به او احساس گناه ميدهد.مثل گفتن اينكه مادربزرگ چه فكري ميكند اگر ببيند تو داري اين كار را ميكني؟ممكن است به خاطر شرمساري كودكان را به همكاري وادارد ولي آنها را خشمگين ، كناره گير و غير همكار ميكند.
-استفاده ناكارآمد ازتنبيه
كودكان ميتوانند مشكلات رفتاري پيدا كنند به خاطر روشي كه والدين از شیوه انضباطی يا تنبيه استفاده ميكنند.اينجا بعضي دلايل در مورد اينكه چرا تنبيه كاري از پيش نمي¬برد ارائه ميشود.
1-تهديد به تنبيه ميشود ولي تنبيه انجام نميشود.:اگرچه تهديد در ابتدا تاثير دارد كودكان به سرعت ياد ميگيرند وقتي والدين تهديدات خود را عملي نمي كنند دستورات والدين را ناديده ميگيرند.تهديد به تنبيه حتي ميتواند مبارزه طلبي قلمداد شود و كودكان والدين خود را امتحان كنند تا ببينند چه اتفاقي ميافتد.
2-تنبيه در زمان عصبانيت انجام ميشود :وقتي والين عصباني هستند هميشه خطر از دست دادن كنترل و آسيب زدن به كودك وجود دارد.اگر نگران اين هستيد كه چنين اتفاقي بيفتد با يك كارشناس مشورت كنيد.
3-تنبيه بعنوان پاسخ به يك بحران:گاهي والدين واكنش شديد به رفتار نادرست نشان ميدهند زيرا پيش از اينكه كاري براي آن انجام دهند منتظر مانده اند تا رفتار كودك به اندازه غيرقابل تحملي برسد.
4-استفاده بي ثبات و بي ضابطه از تنبيه:بي ثباتي و بي ضابطه عمل كردن فهم اين را كه چه چيزي از كودك انتظار ميرود را دشوارميكند.مشكلات رفتاري وقتي رخ ميدهند كه دستورات و قوانين از يك روز به روز ديگر با ثبات به كار نمي روند.در خانوادهايي كه هم پدر و هم مادر حضور دارند مشكلات همچنين ميتواند وقتي رخ دهد كه والدين با هم توافق ندارند يا در مقابل كودك براي اجراي قوانين از هم حمايت نميكنند.
-باورها و انتظارات والدين
بعضي باورها كمكي نمي كنند و فرزندپروري را دشوار مينمايند.اينجا برخي باورهاي غير مفيد رايج ارائه ميشود:
1-اين فقط يك مرحله از رشد كودك است.اين باور از اينكه والدين مستقيم به مشكل رسيدگي كنند ، از آن جلو گيري ميكند.در عوض والدين ممكن است قبل از اينكه بدنبال دريافت كمك بروند يا تغييري ايجاد كنند منتظر بمانند تا زماني كه مشكل شديد و دراز مدت شده است.
2-او اين كار را از روي عمد ميكند فقط براي اينكه مرا اذيت كند.اين باور سرزنش را بار كودك ميكند و ممكن است سبب شود والدين بي ميل و خشمگين شوند و نسبت به رفتار نادرست واكنش شديد نشان دهند.اين باور همچنين جلوي اين را ميگيرد كه والدين ببينند اعمال خود آنها چه نقشي در مشكل رفتاري دارد.
3-همه اش تقصير من است كه او اينطوري است.اين باور والدين را به خاطر مشكل رفتاري كودك سرزنش ميكند وقتي والدين فكر كنند كه آنها بايد به خاطر رفتار كودكشان سرزنش شوند احساس گناه و افسردگي ميكنند.اين صبر ، آرامش و باثبات بودن در مقابل كودك را حتي سخت تر ميكند.
انتظارات والدين نيز ميتواند فرزندپروري را سخت تر كند.اين غير واقع بينانه است كه والدين از كودك خود انتظار داشته باشند كامل باشد، اين احتمالا منجر به نااميدي و اختلاف با كودك ميشود.
والدين ميتوانند همچنين انتظارات غير واقع بينانه از خود داشته باشند، وقتي والدين هدف خود را اين ميگذارند كه كار خود را كامل انجام دهند خود را آماده نارضايتي و ناكامي ميكنند.
بسیاری از والدین انتظارات غیر واقع بینانه ای از کودکان خود دارند که ناشی از عدم آگاهی آنان با سطوح رشد متفاوت کودکان است. بنابراین والدین با آشنا شدن با مراحل رشد طبیعی کودک ، مشکلات مربوط به تأخیر رشد ، وجود تفاوت های فردی میان کودکان ، می توانند کودکان خود را بهتر درک کنند و انتظارات واقع بینانه¬تری داشته باشند . در واقع برای شما بسیار حیاتی است که بدانید واقعاٌ چه چیزی هنجار و طبیعی است . در غیر اینصورت ممکن است تنها به این دلیل که نمی دانید آیا سایر کودکان هم مثل کودک شما هستند یا نه ، فکر کنید که کودکی نابهنجار دارید .
خصوصیات ذیل جهت آگاهی از مراحل رشد طبیعی کودک با تأکید بر مسائل روانشناختی است . البته ممکن است کودک شما کمی جلوتر یا عقب تر پیش رود. همچنین قرار نیست کودک شما همه ویژگی های ذکر شده در دامنه سنی ، را از خود نشان دهد زیرا کودکان تفاوت های سرشتی زیادی با هم دارند؛ پس مطالب را با انعطاف ملاحظه کنید .
1 تا 2 سالگی
• اطراف را جستجو نموده و اشیا را لمس می کند.
• روزانه یکبار بمدت طولانی می خوابد.
• طی دوره های کوتاه به تنهایی بازی می کند.
• اعضای بدن خود را نگاه می کند و لمس می کند.
• اشیا را به دهان می برند.
• بیشتر شبها بلند می شوند.
• توانایی صبر و انتظار را ندارند .

2 تا 3 سالگی
• مدام از پله بالا می رود و فعال است .
• گاهی هنگام راه رفتن تعادل خود را از دست می دهد.
• با دست یا قاشق غذا می خورد و از لیوان استفاده می کند .
• می تواند بعضی لباس هایش را از تن در بیاورد.
• به آلت تناسلی دست می زند.
• کمتر می خوابد و راحت بیدار می شود.
• کارهای تکراری را دوست دارد.
• می خواهد کارهایش را خودش انجام دهد .
• شکاک است و خواسته هایش را تغییر می دهد.
• بدخلق و بی حوصله است.
• از برزگسالان تقلید می کند .
• در کنار سایر کودکان بازی می کند اما با آنها همبازی نمی شود.
• هنوز قادر نیست در چیزی سهیم شود و منتظر بماند یا تسلیم شود.
• بازی با اب را دوست دارد.
• دیر به رختخواب می رود.
• از تک واژه استفاده می کند.
• منفی باف است و نه می گوید.
• بیشتر از انکه بتواند منظورش را بیان کند می فهمد.
3 تا 4 سالگی
• می دود ف می پرد و بالا می رود.
• خودش غذا می خورد.
• بدون اینکه چیزی بریزد وسایل را حمل می کند.
• به راحتی می تواند لباس عوض کند.
• ممکن است بعدازظر نخوابد اما آرام بازی کند.
• حاضر جواب است و دوست دارد کارهایش تایید شوند.
• نسبت به توبیخ و تنبیه حساس است.
• همکاری می کند و علاقمند به کارهای ساده است.
• دوست دارد مورد توجه قرار بگیرد .
• در مورد اشیا و مردم کنجکاو است .
• خیالباف است و از تاریکی می ترسد و همچنین از حیوانات.
• ممکن است که یک دوست خیالی داشته باشد .
• گاهی شب ها از رختخواب بیرون می اید.
• پر حرف است و از جملات کوتاه استفاده می کند .
• کمی بردبار است و منتظر نوبت می ماند.
• تا حدی مسئولیت پذیر است.
• تنها بازی می کند و بازی گروهی ممکن است به دعوا بیانجامد.
• دختر بسوی پدر کشیده می شود و پسر بسوی مادر.
• حسود است بخصوص در مورد تولد بچه دیگر.
• علائم احساس گناه بصورت ترس از انجام کاری را نشان می دهد.
• سعی در بدست اوردن خواسته خود حتی با گریه می کند.
• دوست دارد مورد توجه باشد .
• با مکیدن انگشت یا ناخن جویدن به دنبال ارامش است .
4 تا 5 سالگی
• به وزن و قدش اضافه می شود.
• حس همکاری بیشتری دارد.
• عادت دفع منظم است.
• خوب می خورد و خوب می خوابد.
• فعال است.
• کارها را شروع می کند اما تمام نمی کند.
• ریاست طلب و لاف زن است.
• با دیگران بازی می کند اما همیشه دوست دارد رئیس باشد.
• دعوا و قهر کوتاه می کند.
• پرحرف است و واضح صحبت می کند.
• داستان می گوید و اغراق می کند.
• از کلمات در جای نادرست استفاده می کند.
• وقت را بی جهت تلف می کند.
• فقط وقتی که به او بگویید نظافت می کند.
• بزرگسالان را سؤال پیچ می کند.
• قدرت تخیل زیاد دارد.
• نشانه وابستگی به همسالان از خود نشان می دهد.

– تاثيرات ما بر خانواده
تاثيرات ديگري هم بر بهزيسستي والدين وجود دارد كه فرزند پروري را دشوار ميكند.
*رابطه والدين:مشكل رفتاري ميتواند زماني بروز كند كه رابطه يك زوج اجباري است و تنش و اختلاف زيادي در خانواده وجود دارد.وقتي كودكان بگومگو و جدال زيادي بين والدين خود ميبينند پسرها ممكن است پرخاشگر و دخترها مضطرب يا افسرده شوند.
*هيجانات والدين:احساسات والدين مثل عصبانيت افسردگي يا اضطراب ميتواند مانع آنها براي با ثبات بودن و اداره موثر رفتار كودكشان باشد.براي مثال وقتي والدي احساس غمگيني يا افسردگي ميكند احتمال دارد تحريك پذير و كم تحمل شود ، افكار غير مفيد در مورد كودكش داشته باشد ، بخواهد زمان كمتري با فرزندش سپري كند و نظارت كمتري بر كودك داشته باشد.
*استرس:همه والدين زماني تحت استرس قرار ميگيرند . مثل زمان اثاث كشي ، مشكلات مالي يا فشار كاري.كودكان به روال منظم نياز دارند و وقتي اين استرسها روال معمول خانواده را براي مدت زيادي بهم ميزند ناراحت ميشوند.

-تاثيرهاي خارج از خانه
براي والدين غير ممكن است كه تمام تاثيرات روي رفتار فرزندشان را كنترل كنند.رفتار كودكان وقتي ارتباط بيشتري با افراد جامعه پيدا ميكنند تحت تاثير عوامل خارج از خانه هم قرار ميگيرد.
-همسالان و دوستان
وقتي كودكان شروع به قاطي شدن با كودكان ديگر ميكنند تحت تاثير روابط خود با همسالان و كارهاي آنها قرار ميگيرند.براي مثال كودكان پرخاشگر و مخل اغلب از سوي همسالان خود طرد ميشوند ، مهارتهاي اجتماعي ضعيفي دارند و برايشان سخت است با كسي دوست شوند يا دوستي خودرا ادامه دهندکه باعث می شود اين كودكان با كودكان مخل ديگر قاطي شوند و از آنها ياد بگيرند و رفتار مشكل¬دارشان ادامه پيدا كند.
-مدرسه
موفقيت كودكان در مدرسه ميتواند سازگاري و رفتار آنها را تحت تاثير قرار دهد براي مثال كودكي که مشكل رفتاري پيدا كند ، كار مدرسه را سخت مي يابد ، خوب كار نميكند يا به ندرت پاداش يا تحسين براي تلاشهايش دريافت ميكند.
-رسانه وتكنولوژي
كودكان ميتوانند مشكل رفتاري مثل ناسزا گفتن يا پرخاشگري را از تماشا كردن فيلم و برنامه هاي تلويزيون خواندن روزنامه و داستانهاي خنده دار يا بازيهاي كامپيوتري ياد بگيرند.
تمام والدين ميتوانند زماني در تله فرزند پروري بيفتند. بايداحتمالا فرا بشر باشيد كه فرزندتان را بدون دادن هيچ پاداشي تصادفي يا افتادن در تله‌هاي تعديل كننده يا بي ثبات بودن بزرگ كنيد. در واقع امكان ندارد والد بود بدون اينكه در اين راه اشتباهاتي انجام داد. با اين حال مشكلات رفتاري كودكان بيشتر رخ ميدهند اگر شما دريابيد كه اغلب در اين تله هاي فرزندپروري مي‌ا‌ فتيد .
سبک های فرزندپروری
سبک ها و شیوه های فرزندپروری بیانگر تنوع های بهنجار در تلاش های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن فرزندان است . سه الگوی اصلی والدین برای فرزند پروری عبارتند از :
1- شیوه سهل گیرانه
والدین سهل‌گیر کنترل کمتری بر کودکان خود اعمال می‌کنند و خواسته‌های آن‌ها چندان معقول نیست. مهرورزی و محبت آن‌ها در حد متوسطی قرار دارد. خانواده این والدین نسبتا آشفته است. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدین کنترل کمی بر کودکانشان دارند، همین‌طور در خصوص انضباط کودک از نگرش‌هایی متعارض برخوردارند. والدین سهل انگار در عین آن‌كه به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چندانی از آن‌ها ندارند. فقدان خواسته‌های معقول همراه با خودداری از ارائه دلیل و گفت‌وگو با کودک، همواره از ویژگی‌های این شیوه به شمار می‌رود. این والدین بسیار به ندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا توضیحات دقیق ارائه می‌دهند. در عین حال والدین سهل انگار زورگو و سرکوبگر هستند. آن‌ها از روش‌های احساس گناه و انحراف استفاده می‌کنند. این والدین همچنین در بیشتر موارد در مواجهه با بهانه‌جویی و شکایت کودک، سر تسلیم فرود می‌آورند. مادران سهل انگار به عنوان تنبیه، کودک را از محبت خود محروم می‌سازند و به تمسخر او می پردازند. یک والد سهل انگار در تلاش است درباره خط مشی خود با کودک مشورت کند و قواعد خانواده را برای او توضیح دهد. او توقع چندانی برای انجام کارهای منزل و رفتار صحیح از کودک خود ندارد. او خود را به عنوان عاملی فعال که هر گاه بخواهد، می‌تواند از آن استفاده کند؛ نه به عنوان عاملی که مسئول شکل‌دهی یا تغییر رفتار کنونی یا آتی کودک است، معرفی می‌کند. کودکان این والدین از اتکاء به خود، خودداری می‌كنند و یا از استقلال رای اندکی برخوردارند. این کودکان به صورت افرادی نسبتا ناپخته توصیف شده‌اند که هنگام مواجهه با ناملایمات، تمایل به واپس‌روی (روی گردانی) دارند. این کودکان نسنجیده عمل می‌کنند و به فعالیت بی‌هدف می پردازند.این کودکان نیز تکانشی، پرخاشگر و فاقد اعتماد به نفس هستند و رفتارهای بزهکارانه از خود نشان می‌دهند.

2-شیوه استبدادی
نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دو شیوه دیگر متمایز می‌سازد. این والدین بسیار پرتوقع بوده و پذیرای نیازها و امیال کودکان نیستند. پیام‌های کلامی والدین یک جانبه و فاقد محتوای عاطفی است. والدین مستبد غالبا هنگام اعمال دستورات، دلیلی ارائه نمی‌دهند. این والدین نسبت به سایر والدین در میزان مرعوب شدن در برابر رفتارهای نامطلوب، در حد متوسطی قرار دارند. در میان این سه شیوه، والدین درشیوه‌ی استبدادی کمترین مهرورزی و محبت را از خود نشان می‌دهند. به ویژه این والدین به ندرت در رابطه‌ای که منجر به خشنودی کودک شود، شرکت می‌کنند. آن‌ها عموما نسبت به تلاش‌های کودکان برای حمایت و توجه بی‌تفاوتند و به ندرت از تقویت مثبت استفاده می‌کنند. ابراز محبت در این الگو در پائین‌ترین سطح قرار دارد. این والدین، تایید، همدلی و همدردی اندکی را نسبت به فرزندان خود ابراز می‌کنند و شواهد اندکی مبنی بر روابط قوی میان مادر و فرزند وجود دارد. در حقیقت بر اساس گزارش‌های موجود، این والدین برای کنترل کودکان خود از شیوه‌های ایجاد ترس استفاده می‌کنند و هیچ گونه تفاهمی بین والدین مستبد و فرزندانشان وجود ندارد. این والدین اطاعت کودک را یک حسن تلقی می‌کنند و در مواقعی که اعمال و رفتار کودک در تعارض با معیارهای آن‌ها قرار می‌گیرد، از تنبیه و اعمال زور برای مهار خواسته کودک استفاده می‌کنند.
بر اساس تحقیقات، فرزندان والدین مستبد در برقراری رابطه با همسالان و داشتن موقعیت فعال و نیز استقلال رای در سطح پایینی قرار می‌گیرند. این کودکان همچنین افردی خشمگین، منزوی، غمگین و آسیب پذیر نسبت به فشار (استرس) و محتاط توصیف می‌شوند.

3-شیوه مقتدرانه
والدینی که از این شیوه استفاده می‌کنند، واقعیت‌ها را به کودکان خود منتقل می‌سازند، و تمایل بیشتری برای پذیرش دلایل کودک خود در رد یک رهنمود (دستور) از خود نشان می‌دهند. این والدین سخنوران خوبی هستند و اغلب برای مطیع‌ سازی از استدلال و منطق بهره می‌جویند و به منظور توافق با کودک با او گفت‌وگو می‌کنند، از رفتارهای نامطلوب نمی‌ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک را دارند. والدین مقتدر به تلاش‌های کودکان در جهت جلب حمایت و توجه پاسخ می‌دهند و از تقویت‌های مثبت بیشتری استفاده می‌کنند.این والدین در بعد محبت نیز عملکرد خوبی دارند و در ابراز محبت و علاقه و مهربانی دریغ نمی‌ورزند. آن‌ها حقوق ویژه خود را به عنوان یک بزرگسال می‌شناسند و به علایق فردی و ویژگی‌های خاص کودک خود نیز آگاهی دارند.
کودکان این والدین؛ فعال، دارای اعتماد به نفس، استقلال رای، واقع گرا، باکفایت و خشنود، توصیف شده‌اند. آن‌ها به دلیل این‌که والدینشان فرصت‌های زیادی در تصمیم گیری و انتخاب در اختیارشان قرار می‌دهند و به خاطراین‌که مورد عشق و محبت واقع می‌شوند از نوعی احساس امنیت عاطفی برخوردارند.

4 thoughts on “شیوه های صحیح فرزندپروری و تربیت کودک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *