اختلالات اضطرابی در یک نگاه

آگورافوبی

اختلالات اضطرابی :

 

جزء شایعترین اختلالات بسیاری از مناطق دنیاست که مشکلات و عوارض زیادی را به دنبال دارد  اختلال اضطرابی مزمن می تواند میزان مرگ و میر در ارتباط با عوارض قلبی – عروقی را افزایش دهد.

این اختلال هم با وراثت و ژن در ارتباط است و هم اتفاقات آسیب زای زندگی و فشارهای روانی در ایجاد آن نقش دارند.

اضطراب طبیعی :

هر کسی دچار اضطراب می شود که به صورت نگرانی گسترده و فراگیر ، ناخوشایند و مبهم است که اغلب علایم دستگاه خودکار مانند سردرد، تعریق ، طپش قلب ، احساس تنگی در قفسه سینه و ناراحتی مختصر معده هم با آن همراه است. احساس بی قراری، یعنی اینکه شخص نمی تواند یکجا به مدت طولانی بنشیند یا بایستد هم ممکن است همراه آن باشد.

تفاوت بین ترس و اضطراب:

اضطراب ، هشداری است که فرد را در مقابل خطر گوش به زنگ می کند و باعث می شود فرد برای مقابله با آن به دنبال راهکاری باشد ترس هم همینطور است ولی باید آن را از اضطراب افتراق داد.

ترس در پاسخ به خط معلوم، بیرونی و مشخص ایجاد می شود، حال آنکه اضطراب در پاسخ به تهدیدی درونی است که برای اشخاص نامعلوم و مبهم است یا از یک مشکل درونی منشاء گرفته است به عنوان مثال شخصی با دیدن یک  حیوان دچار ترس شده و یا  پاسخ های شدید بدنی پیدا می کند این جا عامل ، بیرونی و مشخص است ولی در اضطراب ناراحتی های درونی که برخی اوقات شخص  از وجود شان بی خبر است عامل ایجاد کننده مشکل است. اضطراب می تواند باعث شود فرد دست به اقداماتی بزند که باعث حفظ حیات او شود. مثلاً بیشترتلاش کردن برای امتحان و یا دویدن برای رسیدن به اتوبوس که می تواند از اثرات سازنده ی یک اضطراب طبیعی باشد .

علل پدید آمدن اضطراب :

علت های متفاوتی از دیدگاه های مختلف برای بوجود آمدن یک اضطراب بیمارگونه در شخص بیان شده است که برخی از آنها بطور مختصر در اینجا توضیح داده می شود:

1- نظریه روانکاوانه:

اضطراب نتیجه یک تعارض درونی است به عنوان مثال شخصی در ناخودآگاه خود احساس خصمانه و نفرت انگیزی به همسر یا رئیس خود دارد ولی در ظاهر این احساس را سرکوب کرده و می خواهد رفتاری توام با احترام به آنها داشته باشد این تعارض موجب اضطراب در شخص می شود در این نگاه هدف از درمان اضطراب افزایش تحمل شخص در برابر اضطراب است نه اینکه کامل این اضطراب از بین برود و حذف شود.

2- نظریه رفتاری :

 شخص در یک محیط خاص نسبت به مسأله نگران کننده شرطی می شود و هر بارکه با آن محیط ها برخورد می کند این احساس اضطراب در او پدید می آید به عنوان مثال ممکن است شخصی پس از خوردن یک غذای آلوده دچار اسهال و استفراغ شود از آن پس هر گاه وارد رستوران شده و یا غذای فرد دیگری را بخورد این احساس به او دست داده و دچار اضطراب می شود.

در حالت دیگر شخص ممکن است پاسخ های اضطرابی والدین خود را تقلید کند و در حقیقت رفتار را از آنان یاد بگیرد مثلاً کودکی که در برابر دیدن یک حیوان یا داشتن علائم جسمی بیماری از پدر و مادر خود علائم ترس و اضطراب را دیده است این رفتار را یادگرفته و در بزرگسالی در این موقعیت ها دچار اضطراب شدید می شود.

3- نظریه های زیستی :

 با فعالیت سمپاتیک و هورمونها و ناقلهای عصبی در بدن شخص، در ارتباط است و این ارتباط در بسیاری از بیماری های اضطرابی ثابت شده است.

حتی نقش قسمت هایی از مغز در افراد مضطرب مشخص شده است بخصوص در بیماری وسواس که مستقیماً با کارکرد برخی از قسمت های مغز و اندازه آنها در ارتباط است.

4- نظریه وراثت :

تقریباً نیمی از کل بیماران دچار حمله اضطرابی (پانیک)، حداقل یک فرد مبتلا در فامیل درجه اول خود دارند.

علائم اضطراب :

احساس اضطراب در فرد یکسری علائم جسمی و یکسری علائم روانی– رفتاری ایجاد می کند.

علائم جسمی عبارتند از :

 احساس طپش قلب ، سردرد ، تعریق ، گر گرفتگی ، تهوع ، لرزش دست ، سرگیجه ، گزگز و مورمور اندامها ، از این طرف به آن طرف رفتن ، افزایش فشارخون ، تکرر ادار، دل آشوبه ، اسهال

علائم روانی رفتاری عبارتند از :

 بیقراری – احساس عصبی بودن- نگرانی از اینکه بقیه متوجه اضطراب او شده اند – کاهش تمرکزو حافظه – یک نگرانی مبهم از اینکه مبادا اتفاق بدی بیفتد.

در اینجا برخی از انواع اختلالات اضطرابی شایع می پردازیم

*اختلال پانیک (حمله هول)

این اختلال که زنها را 3-2 برابر بیشتر از مردها درگیر می کند بیشتر در سن بیست و پنج سالگی شروع می شود (البته هر سنی می تواند رخ دهد.)

مشخصه آن پیدایش ناگهانی، خودبخود و غیر منتظره ای از حملات ترس شدید است که می تواند به صورت یک روز در ماه یا حتی روزی چند باررخ دهد.

1- طبش قلب یا کوبیدن آن                          7- احساس سرگیجه ، تلوتلو خوردن و خفگی

2- تعریق                                              8- ترس از مردن

3- لرزش یا تکان                                              9- مورمور شدن

4- احساس کوتاه شدن نفس                          10- سرما لرزه یا گر گرفتگی

5- احساس خفگی                                               11- احساس تغییر در محیط اطراف یا بدن خود

6- تهوع یا ناراحتی شکمی

اگر شخص 4 علامت از این علائم را پیدا کند و انتهای مشخصی داشته باشد مثلاً در عرض 10 دقیقه یا بیشتر تمام شود واجد یک حمله پانیک است. فرد در این حالت دچار من من در صحبت کردن می شود اختلال حافظه پیدا می کند گاهی وقت ها  بیمار نمی داند که کجا هست و در چه موقعیتی است با این علایم معمولاً به پزشکان عمومی ،  قلب یا ریه مراجعه می کنند و علایم خود را به یک بیماری جسمی نسبت می دهند. تعدادی از آنها با هر حمله مراجعه به اورژانس دارند. در حین حمله شخص احساس می کند دارد می میرد یا ترس از دیوانه شدن دارد . (20%این افراد دچار سنکوب یا افت شدید فشارخون می شوند)فرد همیشه نگران از رخ دادن حمله بعدی است چراکه تجربه بسیار بدی برای شخص می باشد .

 

در برخورد با این بیماران :

1-توجه به بیماری های جسمی مانند کم خونی ، بیماریهای تیروئید ، بیماریهای قلبی – ریوی و …. لازم استپس فرد باید یک مراجعه به پزشک و انجام آزمایشات تخصصی را داشته باشند.

2-در صورت نداشتن بیماری جسمی ، صبحت کردن با شخص و اطمینان دادن به او به اینکه علایم به زودی تمام می شود و خطری او را تهدید نمی کنند کمک کننده است.

3-به این بیمارن نباید گفته شود کنترل این حالت تماماً دست خودت است و یا اینکه نباید گفته شود « تو مشکلی نداری و فقط تلقین می کنی» بلکه باید این اطمینان را داد که علائم موقتی است و خطری برای او ندارد می تواند با فکر نکردن به علایم جسمی خود مانند تنگی نفس ، طپش قلب و … آنها را کنترل کند.

4-توصیه به مراجعه به روانپزشک برای یافتن اختلال زمینه ای که موجب پیدایش این حالت در بیمار شده است.

درصد زیادی از این بیماران افسردگی شناخته نشده ای دارند یا دچار وقایع پرفشار زندگی هستند مثلاً جدایی یا از دست دادن شخص محبوب.

در پژوهشی معلوم شده که بین جدایی والدین قبل از 17 سالگی یا مرگ آنها با اختلال پانیک رابطه قوی وجود دارد.

پس بیماری پانیک، اختلالی است که زیر بنای روانی دارد و از بین بردن عامل زمینه ای می تواند به درمان بیمار کمک کند.

درمان شامل :

1-درمان های دارویی:درمان های دارویی  در حین حمله و در دراز مدت وجود دارد.استفاده از آرام بخش هایی مانند آلپرازولام و کلونازپام ، و داروهای خود اضطراب مانند فلوکستین ، سرترالین ، سیتالوپرام در درمان این بیماران کاربرد  دارد.

2-درمان های مشاوره ای و شناختی رفتاری : این درمان هابه کنترل علایم توسط شخص ، پی بردن به ناراحتی درونی و منشاء اصلی بیماری و راه های مقابله با آن و حل مشکلات کمک می کند.

*اختلال بازار هراس (آگورافویی)

این اختلال همراه با اختلال پانیک دیده می شود به این صورت شخص در مکان های شلوغ عمومی که بسته باشد  و راه خروجی آسان نداشته باشد دچار حمله پانیک می شود.این اشخاص معمولا به تنهایی  قادر به رفتن به اماکن شلوغ نیستند و گاه حتی وجود یک کودک در کنارشان به آنها آرامش می دهد.درمان این حالت با داور و روان درمانی میسر است.

*فوبیا (ترس مرضی)

در این حالت فرد ترس افراطی و غیر واقع بینانه ای از یک شی یا حیوان یا موقعیت خاص دارد به عنوان مثال ترس از حشرات یا گربه ، ترس از بلندی و ارتفاع ، ترس از آسانسور ، هواپیما مکان های بسته ، یا ترس از وقایع طبیعی محیط مانند رعد و برق دارد. در این جا فرد در حالت مواجهه یا حتی تصور مواجهه با این موقعیت های ترس آور دچار اضطراب شدید می شود و گاهی یک حمله پانیک را تجربه می کند.

خود شخص می داند ترسش افراطی و غیر معقول است معمولاً از مواجهه اجتناب می کند و نمی خواهد با آن موقعیت روبرو شود یا اگر مجبور بود با اضطراب زیادی آن را تحمل می کند.

درمان :

در این حالت بیشتر درمان های شناختی – رفتاری مثلاً مواجهه تدریجی و حساسیت زدایی تأثیر دارد درمان دارویی به جز موارد خاص کمتر استفاده می شود.

*جمعیت هراسی ( سوشیال فویبا)

تپش قلب ، سرگیچه ، لکنت زبان ، احساس سرخ شدن صورت ، تعریق دستها ، لرزش صدا ، بیقراری ، عدم تمرکز و فراموشی از علائمی است که در این شخص ایجاد می شود. حتی فرد می تواند دچار یک حمله پانیک در این حالت شود.شخص همیشه از برخورد با چنین موقعیت هایی اجتناب می کند یا اگر مجبور باشد در جمع شرکت کند به سختی آن را تحمل می کند . انتظار برخورد با چنین موقعیت هایی هم ،شخص را دچار نگرانی و اضطراب می کند. درمان در این حالت مراجعه به پزشک یا روانپزشک جهت درمان دارویی و مشاوره روانشناسی جهت آموزش نحوه رویارویی با چنین موقعیت هایی است.در صورت صلاحدید پزشک درمان دارویی شامل بنزودیازپین ها ، ایندرال و داروهای ضد اضطراب می باشد. این بیماری می تواند در کودکی فرد ریشه داشته باشد که معمولاً از صحبت کردن و اظهار نظر کردن در جمع منع شده مرتب در معرض بایدها و نبایدهای پدر و مادر قرار گرفته و خجالت و کم رو بار آمده است.

*وسواس

وسواس همانطورکه از نام آن پیدا  است نوعی وسوسه تکرار شونده و غیر قابل مقاومت است که به صورت فکری و عملی دیده می شود.

1-وسواس فکری :

وجود افکار مزاحم تکرار شونده که در روز بارها به سراغ بیمار می آید و او توانایی مقاومت در برابر آنها را ندارد بیمار می داند افکارش غیر واقعی است و از وجود خودش منشاء می گیرد و توانایی متوقف کردن آنها را ندارد. این افکار معمولاً به او آزارَ  برسانند و در موقعیت هایی مانند درس خواندن در حین نماز و هر کار مهم دیگری ناخودآگاه به ذهن فرد می آیند. این افکار می تواند مربوط به مسائل اعتقادی افکار کفر آمیز، نگرانی از آسیب رساندن به دیگران یا خود، حتی افکار جنسی ناخوشایند باشد به عنوان مثال مادری بطور مکرر دچار این فکر وسواسی می شد که نکند چاقو را بردارد و به  فرزندش صدمه ای برساند  بنابراین سعی داشت با دور کردن چاقو از خود و فرار از موقعیت خود را از این فکر نجات دهد.

2-وسواس عملی:

بصورت اعمال تکراری و وقت گیری دیده می شود که شخص برای آرامش بخشیدن به خود انجام می دهد و احساس می کند مجبور است د رپاسخ به فکر وسواسی اش انجام دهد. در حقیقت وسواس تحمل یک نوع اجبار است مثلاً منظم چیدن اشیاء طبق یک ترتیب خاص، شستن مکرر دستها، شمردن برخی اعداد برای شروع یک کار وارسی و چک کردن(مرتب چک می کند برق را خاموش کرده، گاز را خاموش کرده)و یا جمع آوری کردن (بیمار ممکن است اشیائی را که مردم دور می اندازند جمع آوری کند و انبوهی از وسایل مصرف شده داشته باشد) شخص این رفتارها را برای کاهش رنج و عذاب درونی انجام می دهد.و این رفتارها باعث قفل شدن عملکردهای روزانه او می شود بیشتر از یک ساعت از وقت او در روز صرف کارهای تکراری و اجباری می شود.

*به عنوان مثال بیماری عادت داشت برای وارد شدن به یک اتاق 2 بار مسیر خود را برای رسیدن به در به صورت رفت و برگشت طی کند و سپس وارد اتاق شود و اعتقاد پیدا کرده بود اگر این کار را نکند اتفاق بدی می افتد در صورتی که خودش هم می دانست این فکر بیهوده و بی اساس است ولی توان مقاومت در برابر آن را نداشت.

 یا بیماری که به خود یاد داده بود در حین عبود از پیاده رو تمام نقاط سیاه روی موزائیک ها را بشمارد و حتی اگر قسمتی را از قلم می انداخت دوباره بر می گشت و مجدداً شروع به شمردن آن می کرد.

در ایران به دلیل مسائل مذهبی با وسواس تمیزی و پاکی زیاد روبرو هستیم که گاهی شخص مدت های زیادی را صرف شستشو و آب کشیدن اجسام نجس می کند.

درمان :

در هر صورت بیماری وسواس اگر درمان نشود سیر پیشرونده و ناتوان کننده ای دارد و در بیشتر موارد سعی در کنترل افکار و رفتارها توسط خود شخص ثمره ی چندانی نخواهد داشت.

در این موارد توصیه به مراجعه به پزشک ضروری است.

در درمان وسواس به این نکات باید توجه داشت:

1-درمان این بیماری نسبت به سایر اضطراب های ذکر شده بیشتر طول می کشد و دوره درمان هم طولانی تر است .

2-اثر بخشی داروها روی وسواس دیرتر است پس بیمار نباید پس از استفاده کوتاه مدت از دارو سریع ناامید بشود و درمان را قطع کند.

3-بیماری با استرس و نگرانی های روزانه تشدید می شود.

4-خانواده بیمار وسواسی ، نباید او را مدام سرزنش کنند بلکه باید همکاری مناسبی با پزشک و کارشناس در جهت رفع مشکل بیمار و استفاده از داروها داشته باشند . نباید مرتب به وسواس های بیمار پاسخ دهند مثلاً به او اطمینان دهند در رابسته است یا دستانش را 3 بار شسته است باید اعتنایی به رفتارهای وسواسی او نکنند.

*در درمان بیماری وسواس (OCD) از همان داورهای ضد اضطراب و افسردگی که قبلاً ذکر شده بود فلوگستین ، فلووکسامین ، سرترالین استفاده می شود که در اینجا مقدار دارو بیشتر و دوره درمان طولانی تر است درمان های رفتاری برای کنترل وسواس که توسط روانشناس صورت می گیرد به همراه دارو درمانی در بهبود بیمار اثربخشی خوبی دارد.

در رفتار درمانی فرد به تدریج با عامل اضطراب زا مواجه می شود مثلاً شخصی که نسبت به آلودگی وسواس دارد تدریجاً دستگیره در را لمس می کند، به گوشی تلفن دست می زند. این تمرینها با حمایت درمانگر انجام می شود یا اینکه درمانگر سعی می کند از اعمال تکراری مربوط به شستشوی بیمار جلوگیری کند.

اختلال پس از استرس تروماتیک(PTSD) :

 PTSD یک واکنش روانی و احساسی نسبت به یک تروما یا آسیب بسیار تکان دهنده و دردناک می باشد که معمولاً تهدیدی برای مردن در آن وجود داشته است.( مثلاً زلزله ، آتش سوزی ، سیل ، تصادف مرگبار و خشونت و تجاوزو…)

این واکنش  می تواند در اثر حضور درمکان حادثه ، دیدن آن یا حتی صحبت کردن درباره آن، ایجاد شود.فرد در پاسخ به این تروما احساس ترس شدید و درماندگی می کند مرتب صحنه های آن حادثه را در خواب یا در بیداری تجسم می کند در عین حال می خواهد از هر چه که آن صحنه ها را یادآوری می کند فرار کند یا به نوعی اجتناب کند.

این علائم باید حداقل یکماه طول کشیده باشند و گاهی شروع تأخیری تا چند سال پس از حادثه را دارند.

با اینکه فشار ناشی از حادثه شدید است ولی همه ی کسانی که در صحنه حضور داشته اند دچار علائم PTSD نمی شوند.برخی افراد برای ابتلا به PTSD حساس تر و مستعدتر هستند از جمله کسانی که یک اختلال روانپزشکی همراه مانند افسردگی ، اضطراب ، سوء مصرف موارد و برخی اختلالات شخصیتی داشته باشند. کودکان و کسانی که رابطه نزدیک تری با فرد آسیب دیده در حادثه را داشته باشند بیشتر دچار PTSD می شوند.

علائم بالینی :

سه دسته علائم در شخص دچار PTSD رخ می دهد که عبارتند از :

1-تجربه مجدد :

 فرد واقعه را بطور مکرر در ذهنش بازسازی می کند یا تصاویر آزاردهنده را در خواب به صورت کابوس می بیند.

فرد نسبت به یادآوری این صحنه ها واکنش شدید نشان می دهد مثلاً از جا می پرد ، فریاد می کشد ، پنهان می شود یا گریه می کند.

هر عامل یا سرنخی که یادآور حادثه باشد مثلاً یک بوی خاص یا دیدن یک تصویر می تواند علائم را در شخص ایجاد کند و واکنش شدیدی را در وی ایجاد کند. مثلاً دیدن یک تکه پیراهن قرمز او را به یاد لباس دخترش در حادثه انداخته و علائم تجربه مجدد تکرار می شود.

2-اجتناب :

فرد از تمام مسائلی که مربوط به حادثه می شود به نوعی دوری می کند نمی تواند در محل حادثه حضور پیدا کند و خاطرات مربوط به آن را بشنود ویا صحنه های حادثه را از طریق فیلم تماشا کند.

گاهی اوقات شخص قسمت هایی از حادثه را به خاطر نمی آورد و می گوید خاطرم نیست که چه اتفاقی افتاد نمی دانم آن لحظه چه کار کردم حتی این اجتناب می تواند به صورت دوری و احساس دل گسستگی از جمع در شخص بروز کند تمایلی به رابطه با اطرافیان ندارد احساس ناامیدی پیدا می کند و آینده را تاریک و دور از دسترس می بیند ارتباط عاطفی نمی تواند با اشخاص برقرار کند.

3-افزایش برانگیختگی :

شخص در اثر حادثه، حساس و آسیب پذیر شده حالت گوش به زنگی پیدا می کند با کوچکترین صدایی از جا می پرد و واکنش نشان می دهد.

بسیار تحریک پذیر شده حملات عصبانیت شدید دارد در به خواب رفتن مشکل دارد، مکرر در خواب بیدار می شود و به سختی می تواند روی مسأله ای تمرکز کند.

اگر علائم از 3 ماه بیشتر طول بکشد PTSD مزمن گفته می شود.

در کودکان و نوجوانان این اختلال می تواند خود را به شکل کابوس های مکرر، چسبیدن به والدین ، بازی ها و نقاشی هایی که حادثه را یادآوری می کند کناره گیری و منزوی شدن ، حتی سوء مصرف مواد و رفتارهای جنسی ، شب ادراری و ترس از تنها خوابیدن نشان دهد .

سیرو پیش آگهی بیماری :

گفته می شود بدون درمان حدود سی درصد بیماران کاملاً بهبود می یابند و پس از یکسال حدود 50% بیماران بهبود می یابند.َ

اگر علائم سریع شروع شده باشد حمایت های خانوادگی و اجتماعی فرد خوب باشد، اختلال جسمی و روانی از قبل نداشته باشد و عملکرد اجتماعی خوبی قبل از بیماری داشته باشد سیرخوبی دارد و بهبودی بیشتری نصیبش می شود.

درمان:

با دخالت های روانکاوانه و اجتماعی پس از وقوع حادثه می توان از پیدایش PTSD جلوگیری کرد اما اگر PTSD ایجاد شد درمان روانشناختی آن تفاوت می کند و نیاز به کار طولانی تر دارد.

اختلال اضطرابی فراگیر(GAD) :

برخی از افراد تقریباً در مورد هر چیزی مضطرب و نگران به نظر می رسند. این گونه افراد به اختلال اضطرابی فراگیر مبتلا هستند.

این اضطراب رنج و عذاب زیادی از نظر ذهنی برای فرد بوجود می آورد و عملکرد حوزه های مختلف زندگی شخص را مختل می کند.

این اختلال تقریباً شایع است . شیوع آن در طول عمر 5% است که زنان را 2 برابر مردان مبتلا می کند معمولاً همراه این اختلال ، افسردگی، حملات هراس (پا نیک) ترس های مرضی (  فوبی) دیده می شود.

علت این بیماری هم ریشه در عوامل زیستی و عوامل روانی – اجتماعی دارد.این بیماری جنبه وراثتی هم دارد و در بستگان درجه اول بیمار مبتلا به اختلال اضطرابی حدود 25% شایع است .

عوامل زیستی :این عوامل به هورمون ها و گیرنده های عصبی و ناقلین مانند سروتونین و گابا برمی گردد.

عوامل روانی اجتماعی : در این نظریه گفته می شود بیمار توجه خاصی به جزئیات منفی دارد و همیشه از تهدیدهای غیرواقعی می ترسد . معمولاً این شخص برداشت های نادرستی از وقایع دارد و به خود نامطمئن است بنابراین همیشه دچار اضطراب می شود.

تفاوت این نوع اضطراب که یک نوع بیماری است با اضطراب طبیعی که در برخی موارد در انسان دیده می شود این است که این اضطراب بیمارگونه می باشد و به سختی قابل مهارکردن است و رنج و عذاب زیادی برای فرد ایجاد می کند بطوریکه مانع کارکرد طبیعی او در طول شبانه روز می شود.

علائم بالینی :

حداقل در طول 6 ماه این علائم باید وجود داشته باشند:

  • بی قراری یا احساس دلواپسی
  • زود خسته شدن
  • احساس عدم تمرکز
  • تحریک پذیر یو عصبانیت
  • گرفتگی عضلات
  • به سختی به خواب رفتن یا در طول شب بیدارشدن.
  • علائم دستگاه خودکار : مانند تعریق ، طپش قلب ، لرزش ، تهوع ، اسهال ، تکرر ادرار ، سردرد
  • از جا پریدن ناگهانی

مشخصه این بیماران این است که چون علائم جسمی مختلفی دارند به پزشک های مختلفی مراجعه می کنند و مرتب از این دکتر به آن دکتر سرگردانند در حالی که مشکل اصلی این بیماران اضطراب است که به داروهای ضد اضطرابی خوب جواب می دهند .

البته همیشه علت های جسمی و طبی باید در این بیماران کنار گذاشته شود.بنابراین آزمایشات CBC ، تیروئید ، نوار قلب ، باید انجام شود و حتما سابقه مصرف مواد بخصوص الکل پرسیده شود.

فقط بیماران اضطرابی برای درمان خود به روانپزشکان مراجعه می کنند واکثراً به دنبال مشکلات جسمی در خود هستند معمولاً قبل از شروع این اختلال حوادث ناگوار و استرس آمیزی در زندگی شخص رخ داده است .

این بیماری می تواند در سن 30-20 سالگی بیشتر بروز کند. متأسفانه گاهی این بیماری  مزمن می شود و درمان  مادام العمر نیاز دارد.

چون مبتلایان به اختلال اضطرابی اغلب افسردگی هم دارند افتراق اینکه شخص یک افسرده ی مضطرب است یا تنها اختلال اضطرابی فراگیر دارد گاهی مشکل است . البته نوع درمان تقریباً یک مدل می باشد. این افراد گاهی به سوء مصرف مواد روی می آورند که این مورد اختلال آنها را شدیدتر می کند.

درمان  :

مانند سایر بیماری های روانپزشکی درمان دارویی و روان درمانی هر دو به بیمار کمک می کند.

نکته : در شخصی که داروی ضد اضطراب مصرف می کند مثل بنزودیازپین ها باید مراقب خواب آلودگی بود. انجام کارهای خطرناک مثل رانندگی ،کار با ابزارهای مکانیکی باید با احتیاط صورت گیرد.

اکثر بیماران وقتی فرصت پیدا می کنند که با پزشک علاقمند و دلسوزی در مورد مشکلاتشان صحبت کنند اضطرابشان به میزان زیادی کم می شود.گاهی می توان با برطرف کرن مشکلات بیرونی بیمار با کمک خانواده ، از اضطراب بیمار کم کرد. یک همدردی و همدلی مناسب و اطمینان دادن می تواند تا حدی خیال این بیماران را راحت کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.